کودکان افسرده

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 25 مهر, 1389 / بدون نظر

مشکلات رفتاری نوجوانان در واقع مرتبط با بحران های این دوران است. تا قبل از سن ۲۰ سالگی، رفتار و خلق و خوی بچه ها متغیر است. اما والدین چطور باید متوجه شوند که فرزند آنها دچار افسردگی شده است یا نه؟
معنای جملاتی از قبیل «هیچ کس مرا دوست ندارد»، «من موجود بی ارزشی هستم» و … چه می تواند باشد؟ و…
تا چند سال پیش چندان توجهی به افسردگی کودکان و نوجوانان نمی شد و تصور به این که تمام رفتارهای نوجوان به مشکلات دوران بلوغ مربوط است و همچنین علائم نامشخصی از قبیل ناسازگاری با والدین، بزهکاری، مشکلات غذایی و… اختلافات افسردگی تلقی می شد. در حالی که امروز ثابت شده است که علائم افسردگی در بچه ها درست مانند بزرگسالان است که مهم ترین آنها را می توان ناراحتی، بی علاقگی، عدم تمرکز فکری، افکار منفی و اختلالات خواب دانست.

افسردگی؛ بیماری رایج در نوجوانان
یک درصد کودکان و ۵ درصد نوجوانان مبتلا به بیماری افسردگی هستند که این رقم، آمار نگران کننده ای است و باید گفت که اقدام به خودکشی یکی از پی آمدهای ناگوار آن است. نکته دیگر این که احتمال ابتلا به افسردگی در بین دختران و پسران در سن قبل از بلوغ به یک اندازه است. اما با آغاز دوران بلوغ، نسبت افسردگی در بین دختران نوجوان، درست مانند بزرگسالان دو برابر پسران می باشد و این مشکل به خاطر این است که دختران در این سن اعتماد به نفس کمتر و تصور منفی تری از وضعیت جسمانی خود دارند.
در ۴۰ تا ۷۰ درصد موارد، مشکلات بچه ها در انجام تکالیف مدرسه با افسردگی در ارتباط است. این موضوع ممکن است به دلیل اضطراب جدایی از والدین، پریشانی و دلهره، ترس از مدرسه و مشکل در یادگیری کودک باشد. رفتارهای آشوبگرانه یا مشکلات انضباطی در مدرسه، معمولاً قبل از افسردگی بروز می کند و یک فاکتور پرخطر را به وجود می آورد که ممکن است در وجود او باقی بماند. رفتارهای پرخطر و خصوصاً مصرف قرص های روان گردان معمولاً مشکلات ثانویه افسردگی در نوجوانان به حساب می آیند.
● علائم افسردگی در کودکان
شناخت علائم افسردگی در درجه اول نیازمند توجه بسیار دقیق به سخنا ن کودک است. نمونه های زیر فهرستی از رایج ترین جملاتی است که کودک افسرده به کار می برد که هر کدام مفهومی خاص دارد:
«من هیچ چیزی دوست ندارم»، «هیچ کاری برای انجام دادن ندارم»: از دست دادن میل و علاقه «من موجود بی ارزشی هستم»: از دست دادن اعتماد به نفس و احساس بی ارزش بودن «نمی توانم کاری انجام دهم»: ناتوانی «تقصیر من بود»، «من بدجنس هستم»، «خجالت می کشم»: احساس گناه و بی آبرویی «مامان و بابا مرا دوست ندارند»: از دست دادن عشق و احساس یأس و ناامیدی
«هیچ کس مرا دوست ندارد»: در مواردی تفکر راجع به مرگ و خودکشی
«نمی دانم، یادم نمی آید»، «این کار خیلی سخت است و من نمی توانم آن را انجام دهم»، «هیچی نمی فهمم»: اختلال در توجه و تمرکز، ادراک و به خاطر سپردن.
در برابر چنین مشکلات کودک در مدرسه، والدین و معلمان مدرسه حتماً باید تغییرات رفتاری کودک را جدی تلقی کنند. کودکی که نمی تواند برای انجام تکالیف مدرسه تمرکز کند در اغلب موارد از انجام تکالیف خودداری می کند و یا اینکه حداقل لجاجت نمی کند اما که ساعت ها خود را با کتاب و دفترهایش سرگرم می کند بدون اینکه تکالیفش را انجام دهد که در هر دو این موارد، دچار افت تحصیلی می شود. گاه نیز افسردگی کودک به گونه ای متفاوت خود را نشان می دهد؛ کودک تحریک پذیر، حساس و هیجان زده می شود، خود را با انجام کارهای بی فایده خسته می کند و عصبانی می شود و گاه نیز گوشه گیر شده و در افکار خود فرو می رود.


برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب