بگو فرزند چندم خانواده ای؟

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 16 تیر, 1390 / بدون نظر

ممكن است همه آدمها برابر آفریده شده باشند؛ اما نگاهی به فیش حقوقی آنها نشان می دهد كه درآمدشان نابرابر است. این مسأله به طبقه اجتماعی، تحصیلات و حتی شانس نسبت داده می شود، اما به نظر دالتون كانلی، استاد جامعه شناسی دانشگاه نیویورك، نابرابری از خانواده آغاز می شود.
كانلی در كتابش با عنوان “ترتیب تولد؛ كدام خواهر و برادرها موفق می شوند و چرا” می گوید: ۷۵ درصد نابرابری درآمد بین افراد در ایالات متحده، بین خواهر و برادرها در یك خانواده مشاهده می شود. او به عنوان مثال به اقبال و ثروت متفاوت بیل و راجر كلینتون، و جیمی و بیلی كارتر اشاره می كند.
تحقیقات نشان داده كه فرزندان اول (و تك فرزندها) در موفقیتهای تحصیلی، منزلت حرفه ای، درآمد و ثروت خالص پیشتاز هستند. برعكس، فرزندان میانی در خانواده های پرجمعیت بدترین وضع را دارند.
مایكل گروس، نویسنده كتاب “چرا فرزندان اول فرمانروایی می كنند و فرزندان آخر می خواهند جهان را دگرگون كنند”، اعتقاد دارد: موقعیت یك بچه در خانواده، شخصیت، رفتار، یادگیری و قدرت كسب معاش او را تحت تأثیر قرار می دهد. اغلب مردم دركی ذاتی از این مطلب دارند كه ترتیب تولد به نحوی بر رشد تأثیر می گذارد، اما چگونگی تأثیر مهم و معنی دار آن را كمتر از آن چه كه واقعاً هست، در نظر می گیرند.
كانلی نیز معتقد است: ترتیب تولد در شكل دادن موفقیتهای فردی مهم است، اما این فقط در مورد بچه های خانواده های بزرگ (با بیشتر از چهار فرزند) و در خانواده هایی كه منابع مالی و وقت والدین كم باشد، صادق است. اما در خانواده های ثروتمند، این تأثیر كمتر است.
در این جا نگاهی می اندازیم به تأثیری كه ترتیب تولد ممكن است بر خصوصیات فردی داشته باشد:

● فرزندان اول

آنها وظیفه شناس تر، جاه طلب تر و سلطه جوتر از خواهر و برادرهای كوچكتر از خود هستند، فرزندان اول در دانشگاههای هاروارد و ییل به خوبی خود را نشان می دهند، همچنان كه در رشته های مشكل تری مثل پزشكی، مهندسی و حقوقی می درخشند. همه فضانوردانی كه به فضا رفته اند بزرگترین فرزند یا بزرگترین پسر خانواده شان بوده اند و در طول تاریخ نیز (حتی زمانی كه خانواده های پرفرزند معمول بوده است) بیش از نیمی از برندگان جایزه نوبل فرزند اول بوده اند.
بد نیست بدانید برخی شخصیتها نظیر هیلاری كلینتون، ریچارد برانسون، جی.كی.رولینگ (نویسنده كتابهای هری پاتر)، وینستون چرچیل همچنین بعضی از ستاره های سینما از جمله: كلینت ایستوود، جان وین، سیلوستر استالونه، بروس ویلیس، و همه بازیگرانی كه نقش جیمز باند را بازی كرده اند، همگی فرزند نخست خانواده بوده اند.

● فرزندان وسط

این دسته از افراد بیشتر به همسالان خود می پیوندند و به راحتی می توانند از خانواده جدا شوند در نتیجه آنها می آموزند كه چگونه با منابع حمایتی دیگر ارتباط برقرار كنند بنابراین به داشتن مهارتهای مردمی بسیار عالی گرایش دارند. فرزندان وسط اغلب نقش میانجی و مصلح را بر عهده می گیرند. بعضی از فرزندان وسط مشهور عبارتند از: بیل گیتس، جی.اف.كی، پرنسس دایانا

● فرزندان آخر

ته تغاریها بیش از همه می توانند خلاق و جذاب باشند. از آن جا كه آنها اغلب به عنوان توسری خور شناخته می شوند، به مبارزه در جنبشهای برابری طلبانه گرایش دارند. (بچه های آخر اولین پشتیبانان اصلاحات پروتستان و نهضت روشنگری بودند) آنها در روزنامه نگاری، تبلیغات، فروش و هنرها موفق هستند. بعضی از ته تغاریهای مشهور عبارتند از: كامرون دایاز، جیم كری، رویز ادانل، ادی مورفی و بیلی كریستال.

● تك فرزندان

تك فرزندها خصوصیاتی شبیه فرزندان اول دارند و مداوماً زیر بار انتظارات سنگین والدین هستند. تحقیقات نشان می دهد كه فرزندان اول اعتماد به نفس بیشتری دارند، خوش بیان هستند و احتمالاً بیش از بچه های دیگر از تخیل خود استفاده می كنند. گرچه آنها پرتوقع نیز هستند، از انتقاد متنفرند، و ممكن است غیرقابل انعطاف و كمال گرا باشند. بعضی افراد مشهور كه تك فرزند بوده اند عبارتند از: فرانكلین دلانو روزولت، آلن گرینسپن، تایگر وود، ملكه جوان تنیس ماریا شاراپووا و لئوناردو داوینچی.

● دو قلوها

از آن جا كه دو قلوها وضعیت برابری دارند و برخورد مشابهی با آنها می شود در اغلب موارد به هم شباهت دارند.
دكتر فرانك سولووی، رفتارشناس و استاد در مؤسسه شخصیت و تحقیقات اجتماعی در دانشگاه بركلی كالیفرنیا و نویسنده كتاب “تولد برای شورش: ترتیب تولد، پویاییهای خانواده و زندگیهای خلاق” می گوید: فرزندان اول از نظر شخصیتی بیشتر از آن كه شبیه خواهر و برادرهای خود باشند شبیه فرزندان اول در خانواده های دیگر هستند و فرزندان آخر بیشتر از آن كه شبیه خواهر و برادرهای بزرگتر خود باشند شبیه فرزندان آخر در دیگر خانواده ها هستند.
به نظر وی، علت این امر آن است كه خانواده با دیدگاههای متفاوتی به افرادی كه در جایگاههای مختلف قرار دارند، نگاه می كند.
كانلی با این نظر موافق است، اما تأكید می كند كه اینها تنها گرایشهای عمومی هستند و كلیت تئوری ترتیب تولد می تواند بر حسب شخصیت بچه، فاصله سنی بین خواهر و برادرها، شرایط خانواده و تجارب هر بچه در طی سالهای شكل گیری او مورد بررسی قرار گیرد.


دسته بندی شده در : تستهاي روانشناسي
برچسب ها در : ,
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب