مژده وصـل تو کو کز سر جـان برخـیزم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ چهارشنبه, 9 بهمن, 1392 / بدون نظر

مژده وصـل تو کو کز سر جـان برخـیزم//طــایر قـدسـم و از دام جـهان برخیزم

به ولای تو که گر بـنده خـویشم خوانـی//از سرخواجـگی کــون و مـکان برخیزم

یـا رب از ابـر هـدایت بـرسان  بـارانـی//پیشتر زآنـکه چو گَـردی ز میان برخیزم

بر سر تربت من  با می و مطـرب  بنـشین//تابـه بویت ز لحَد رقــص کـنان برخیزم

خیز وبالا بنـما ای بـت شیـرین حـرکات//کز سـر جان وجهان دست فشان برخیزم

گرچه پیرم تو شبی تنگ درآغـوشم کش//تا سحـرگـه زکنــار تـو جـوان برخیزم

روز مــرگم نفــسی مهــلت دیدار بده//تا چو حافظ ز سر جـان جهــان برخیزم

معانی لغات:

مژده وصل : نوید ملاقات

از سر جان برخیزم : دست از جان بکشم، جان را ترک کنم .

طایر قدس : پرنده عالم پاک و منزّه بالا، کنایه از فرشته ومَلَک .

دام جهان : (اضافه تشبیهی) جهان به دام تشبیه شده .

وِلا : دوستی، محبت، مخفف ولاء .

به ولای تو : قسم به دوستی و محبت تو .

خواجگی : سروری،  آقایی .

ابر هدایت : (اضافه تشبیهی) هدایت به ابر تشبیه شده .

هدایت : راهنمایی، و در اصطلاح عرفا دلالت برچیزی که آدمی را به مطلوب رساند و پیمودن راهی که به مطلوب انجامد .

باران : در اینجا کنایه از رحمت و فیض حق تعالی است ودر اصطلاح عرفا و صو فیه : امداد غیبی است که از عالم غیب بر ممکنا ت فایض گردد و غلبه عنایات که در احوال سالک حاصل شود .

به بویت : 1- رایحه ات، 2- آرزویت .

لَحَد : قبر .

خیز : برخیز، بلند شو.

بالا بنما : قد و بالای خود را نشان بده .

بُت شیرین حرکات : زیبای خوش رفتار .

دست افشان : 1- دست افشانی و رقص. 2- دست رَدّ به نشانی ترک نمودن تکان دادن .

تَنگ : با محبت و از روی میل، سِفت و محکم .

نفسی : لحظه یی، یک دَم .

کون و مکان : دنیا و مافیها .

معانی ابیات:

1)      نوید و خبر خوش وصال تو چه زمانی فرا می رسد تا من که پرنده و فرشته عالم پاک بالایم، از زندگی چشم پوشیده و از دام ایین جهان پرواز کنم .

2)      سوگند به دوستی و محبت تو که اگر مرا غلام و چاکر خود بدانی، از فکر سَروَری بر دنیا و هرچه در آن است دست برمی دارم .

3)      خدایا پیشتر از آنکه این تن خاکی من چون گرد و غباری از عالم هستی برخاسته و ناپدید شود، از ابر راهنمایی بارانی رسانیده و مرا هدایت فرما .

4)      (و تو ای زائر) لحظه یی با باده و رامشگر بر سر خاک آرامگاه من درنگ کن تا با شنیدن بو و در اشتیاق گرویدن به تو، رقص کنان از گودی گور به پاخیزم .

5)      ای زیبای خوش رفتار، از جای برخیز و اندام خود را نشان بده تا در حال رقص و شادی دست از هستی و زندگی بشویم .

6)      هرچند پیر و ناتوانم، شبی مرا با گرمی و محبت در آغوش بفشار تا بامدادان از کنار تو برخاسته جوانی از سر گیرم .

7)      هنگام مردنم لحظه یی (جلوه گر شو و) خود را به بنما تا حافظ وار دست از زندگی ودنیا بشویم .


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب