از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 22 اسفند, 1392 / بدون نظر

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه//انی رایت دهرا من هجرک القیامه

دارم من از فراقش در دیده صد علامت//لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

هر چند کزمودم از وی نبود سودم//من جرب المجرب حلت به الندامه

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا//فی بعدها عذاب فی قربها السلامه

گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم//و الله ما راینا حبا بلا ملامه

حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین//حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

معانی لغات:

انی: همانا که من، به درستی که من.

رایت: دیدم.

دهراً: دنیا را، روزگار را.

مِنْ: از.

هجرکَ: دوری تو، فراق تو.

القیامه: قیامت، روز دور و دراز رستاخیز.

علامت: نشانه.

لیست: نیست (فعل ماضی مفرد غایبه) و در اینجا با حذف حمزه استفهام در اول کلمه (الیست) به معنای آیا نیست؟

دموع: (جمع دمع) اشکها.

عینی: چشم من.

هذا: این.

لنا: برای ما.

العلامه: علامت، نشان.

من: کسی که.

جرَّبَ: تجربه کرد، آزمود.

المجربْ: (اسم مفعول) آزموده.

حلت: (فعل ماضی) حلول کرد، نزول کرد، نازل شد.

به: به او.

الندامه: پشیمانی، ندامت.

فی: در.

بعدها: دوری آن.

عذاب: درد و رنج.

قربها: نزدیکی آن، جوار آن.

السلامه: سلامت.

ملامت: سرزنش، نکوهش.

والله: به خدا، به خدا سوگند.

ما: (نفی) نه.

راینا: دیدیم.

ما راینا: ندیدیم.

حبا: دوستی را.

بلا ملامه: بدون سرزنش و شماتت.

طالب: خواستار.

به جان شیرین: در برابر جان شیرین، در ازای جان شیرین.

حتی: تا، تااینکه.

یذوق: بچشد.

منه: از آن.

کاسا: کاسه، جام.

من: از.

الکرامه: کرامت، بخشش، بزرگواری.

معانی ابیات:

(۱) نامه یی با خون دلم برای دوست نوشتم (و نوشتم): من دنیا و روزگار را در دوری تو (از دوری و درازی) به مانند قیامت دیدم.

(۲) (الف) تنها این اشکهای چشمم برای ما علامت نیستند. از دوری او نشانه های زیادی در چشم دارم.

     (ب) از دوری او نشانه های زیادی در چشم دارم. آیا این اشک های چشمم برای ما علامت نیستند؟

(۳) هر چه تجربه کردم از جانب او فایده یی به من نرسید. کسی که آزموده را بیازماید پشیمانی عایدش می شود.

(۴) از طبیبی احوال دوست را پرسیدم گفت در دوری او رنج و عذاب و در نزدیکی اش سلامت است.

(۵) گفتم اگر (زیاد) به دوست مشغول شوم مورد سرزنش واقع می شوم. (گفت) به خدا سوگند که ما عاشقی را بدون سرزنش ندیدیم.

(۶) حافظ در ازاء دادن جان شیرین خواستار جامی شده است تا از آن جام، شرابی از کرامت عشق بچشد.


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب