دردم از یار است و درمان نیز هم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 6 اسفند, 1392 / بدون نظر

دردم از یــارست و درمــان نیز هم//دل فــدای او شـد و جــان نیز هم

این که می گویند آن خوشتر ز حُسن//یــار مــا ایـــن دارد و آن نیز هم

یـاد بـاد آن کو بـه قصد خــون  ما//زلــف را بشکـست و پیمان نیز هم

داستــان در پــرده  می گویم  ولی//گفته خواهــدشد به دستان نیز هم

خـون ما آن نـرگس مـستانه ریخت//و آن سـر زلــف پــریشان نیز هم

چون سر آمد دولـت شب های وصل//بگـــذرد ایــام هــجران نیز هم

هردو عالـم یـک فـروغ روی اوست//گفتمت پیــدا و پنـــهان نیز هم

اعتــمـادی نیـست بـر کـار جهان//بلکه بر گــردون گــردان نیز هم

عاشـق از قاضــی نترسد مِــی بیار// بلکه ازیرغـــویِ دیــوان نیز هم

محتسب داند که حافـــظ عاشق است//وآصــف ملـــک سلیـــمان نیز هم

معانی لغات:

آن : لطیفه و کیفیّـتی از جمال که ذوق آن را در می یابد و به وصف قلم و بیان در نمی آید، گیرایی .

یاد باد آن کو : یادش بخیر آن کسی که .

به قصد خون ما : به قصد کشتن ما، به قصد ریختن خون ما .

زلف را بشکست : زلف را پیچ و تاب و آرایش داد .

دَستان : سرود و نغمه .

سرآمد : به سر رسید، به پایان رسید .

چون سرآمد … : همچنان که به پایان رسید … .

فروغ : پرتو .

اعتماد : تکیه و پشت گرمی، استظهار، تکیه کردن به چیزی یا کسی .

گردون گردان : چرخ و فلک گردنده .

یَرغو : ( کلمه مغولی ) بازپرسی، استنطاق .

یَرغوی دیوان : بازپرس محکمه، یارغوچی دیوان، قاضی و حاکم قانون .

محتسب : مأمور منکرات .

آصف ملک سلیمان : وزیر سرزمین فارس .

معانی ابیات:

1)      درد من از یار است و درمان درد من هم به دست اوست. دل و جان هر دو فدای او شد .

2)      این که (صاحب نظران) معتقدند که (آن) از زیبایی ظاهری بهتر است، یار ما هم زیبایی و هم (آن) را داراست .

3)      یادش بخیر باد آن که به نیّت ریختن خون و کشتن ما هم زلف را با شکستن آرایش داد و هم پیمان خود را شکست .

4)      من داستان را سربسته و محرمانه می گویم، اما با نوای موسیقی هم گفته و سر آوازه خواهد شد .

5)      خون ما را آن چشم های شهلا بر زمین ریخته همچنان که آن سر زلف های پریشان هم همین کار را کرد .

6)      همان طور که خوشـی های شب های وصـال به سر رسید، نـاخوشی های روزهای فراق هم پایان می یابد .

7)      هر دو عالم دنیا و آخرت از برکت یک پرتو روی او به وجود آمده است. هم آشکار و هم پنهان این نکته را با تو در میان نهادم .

8)      نه بر کار این روزگار که بر کار این فلک گردنده هم هیچ اطمینان و اعتمادی نیست .

9)      مـی بیاور که آنکه عاشق شد نه از قاضی که از بازپرس محکمه هم باکی ندارد .

10)  مأمور منکران آگاه است که حافظ عاشق است همانطور که وزیرکشور فارس هم می داند .


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب