مسلمانان مرا وقتی دلی بود

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 9 فروردین, 1393 / بدون نظر

مسلمانان مرا وقتی دلی بود//که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گردابی چو می‌افتادم از غم//به تدبیرش امید ساحلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین//که استظهار هر اهل دلی بود

ز من ضایع شد اندر کوی جانان//چه دامنگیر یا رب منزلی بود

هنر بی‌عیب حرمان نیست لیکن//ز من محرومتر کی سالی بود

بر این جان پریشان رحمت آرید//که وقتی کاردانی کاملی بود

مرا تا عشق تعلیم سخن کرد//حدیثم نکته هر محفلی بود

مگو دیگر که حافظ نکته‌دان است//که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

معانی لغات:

گفتمی:می گفتم.

تدبیر:چاره اندیشی.

مصلحت بین:مصلحت شناس،خیرخواه.

استظهار: پشت گرمی.

اهلِدل:صاحبدل ،زنده دل.

ضایع شدن:تلف شدن ، از دست رفتن .

دامنگیر:پایبند کنند ، باز دارنده و متوقف کننده .

حرمان: محرومیت.

تعلیم:آموختن.

محکم غافلی بود: بسیار غافل بود، سخت وبی خبر نا آگاه بود.

معانی ابیات:

(۱) مسلمانان ، من وقتی دلی داشتم که اگر دچار مشکلی می شدم آن را با او در میان نهاده ومشورت می کردم.

(۲) اگر از شدّت اندوه در گرداب غم در می ماندم، با چاره اندیشی ( آن دل ) امید رهایی و رسیدن به ساحل نجات را داشتم .

(۳)دلی مانند من به درد عشق و مبتلا و دوستی وخیر خواهی و پشتیان همه صاحبدلان بود.

(۴) آن دل ، در کوی معشوق از دستم رفت. خدایا آنجا چه منزلی بازدارنده بود وچه خاک دامن گیری داشت .

(۵) هنر، خالی از نقص محرومیت نیست. اما از من محرومتر کدام فقیری را سراغ دارید؟

(۶) بر این درمانده پریشانحال دل بسوزانید ، چرا که روزگای کار آزموده به تمام معنا بود.

(۷) آز آن زمان که عشق ، شیوه سخن سرایی را به من یاد داد ، گفته ها یم در هر محفلی در ردیف سخنان پر مایه و نغز بازگو می شود.

(۸) هرگز گمان مبرید که حافظ نکته سنجی نغز گوست چرا که بر ما روشن شد که نمی داند.


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب