گر من از سرزنش مدعيان انديشم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ چهارشنبه, 23 مهر, 1393 / بدون نظر

گر من از سرزنش مدعيان انديشم//شيوه مستی و رندی نرود از پيشم

زهد رندان نوآموخته راهی بدهيست//من که بدنام جهانم چه صلاح انديشم

شاه شوريده سران خوان من بی‌سامان را//زان که در کم خردی از همه عالم بيشم

بر جبين نقش کن از خون دل من خالی//تا بدانند که قربان تو کافر کيشم

اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا//تا در اين خرقه ندانی که چه نادرويشم

شعر خونبار من ای باد بدان يار رسان//که ز مژگان سيه بر رگ جان زد نيشم

من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس//حافظ راز خود و عارف وقت خويشم

معانی لغات غزل:

مدّعی: داعیه دار، آنکه به ناحقّ ادّعایی داشته باشد.

اندیشیدن : به فکر فرو رفتن، دچار تردید و واهمه شدن، بیم داشتن.

شیوه : روش، طریقه.

رندی: بی پروایی، وارستگی از تعلقات و رسوم.

رندان نو آموخته : تازه رندان، رندان تازه کار .

راهی به دهی ست : راهی به جایی می برد، قابل قبول است، عیب و ایراد مهمی ندارد .

چه صلاح اندیشم : چرا صلاح اندیشی کنم، چرا مصلحت جویی کنم .

شوریده سر : قلندر بی قرار، آشفته حال، شیدا .

جَبین : پیشانی .

کافر کیش : نامسلمان، بی رحم نامهربان .

اعتقاد نمودن : حسن نیت نشان دادن، ارادت و تمایل نشان دادن .

تا درین خرقه ندانی : تا متوجه نشوی که در این خرقه …

که چه نادرویشم : که تا چه اندازه از درویشی به دورم .

شعر خونبار : شعری که بازگو کننده دل خونین و غم و اندوه درونی است .

رگِ جان : شاهرگ دل، رگِ حیات .

حافظ راز : نگهدارنده سرّ .

عارف وقت : داننده وقت .

معانی ابیات غزل:

1)      اگر من از ملامت بی مایگانی که ادّعای فهم می کنند و اهمه داشته باشم، نمی توانم به راه و روش بی خیالی و بی پروایی ادامه بدهم .

2)      اگر از رندان تازه کار زهد و پرهیزکاری دیده شود چندان عیبی ندارد اما مصلحت اندیشی و تظاهر به زهد من چه معنی دارد ؟

3)      منِ قلندر را سلطان و سرکرده شوریده سران و شیدایان بدان چرا که در نادانی و کم عقلی از همه مردم دنیا جلوترم .

4)      از خون دل من خالی و علامتی بر پیشانی خود بگذار تا همه مردم بدانند که من قربانی تو نامهربان بی رحم شده ام .

5)      برای خاطر خدا ! فقط گرایشی نشان بده و نزدمن درنگ و کنجکاوی مکن تا پی نبری که من که خرقه پوشیده ام چه قدر از عالم درویشی به دورم .

6)      ای باد صبا، شعر خونبار مرا به آن محبوبی که با مژگان سیاه خود رگ حیات مرا مجروح و آزرده ساخت برسان .

7)      اگر من باده بنوشم یا ننوشم به کار کسی کاری ندارم. من نگهدار راز باده نوشی و شناسای قدرِ وقت خویشم .

منبع: مستانه دات آی آر و جلالیان دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب