گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 22 مهر, 1393 / بدون نظر

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند//گفتا به چشم هر چه تو گويی چنان کنند

گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت//گفتا در اين معامله کمتر زيان کنند

گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه//گفت اين حکايتيست که با نکته دان کنند

گفتم صنم پرست مشو با صمد نشين//گفتا به کوی عشق هم اين و هم آن کنند

گفتم هوای ميکده غم می‌برد ز دل//گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

گفتم شراب و خرقه نه آيين مذهب است//گفت اين عمل به مذهب پير مغان کنند

گفتم ز لعل نوش لبان پير را چه سود//گفتا به بوسه شکرينش جوان کنند

گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود//گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند

گفتم دعای دولت او ورد حافظ است//گفت اين دعا ملايک هفت آسمان کنند

معاني لغات غزل:

كي اَم :كي مرا ، چه وقت مرا.

…كي اَم دهان و لبت كامران كنند:چه وقت دهان و لب تو كام مرا بر خواهندآورد.

لب:در اصطلاح صوفّيه كلام و نَفَسِ معشوق.. .

خراج: ماليات ارضي، ماليات.

نقطه دهان: (اضافه تشبيهي )دهان به نقطه تشبيه شده و نقطه در اصطلاح عرفا: نقطه بيان راز عشق و در اصطلاح صوفيه: مركز و اصل وحدت معنا مي دهد.

نكته دان: . كسي كه به دقايق ظريف و لطيف آگاهي دارد.

صنم:بت.

صمد:يكي از صفات الهي به معناي تو پُر وبي نياز.

هواي ميكده:حال وهواي ميكده ، آرزوي ميكده.

پير مغان:نگهبان آتش در آتشكده ،پير مي فروش.

نوش لبان:شيرين دهنان ، شيرين لبان.پير

خواجه:.بزرگوار،عنوان و لقب شخصيت هاي سرشناس مانند وزير.

به سر حجله مي رود: به حجله عروسي قدم مي گذارد.

قران: مُقارِنَه ، به معناي نزديك شدن به هم است و هر گاه دو ستاره كه در مدار مختلف در حركتند در نقطه يي از فضا در يك برج و به يك درجه رسيده و مقارن هم قرار مي گيرند در اصطلاح نجومي آن دوستاره را مقترن كي گويندو قران مشتري و ماه را بهترين وقت براي اقدام به عروسي مي دانند.

مشتري و مه: ستاره مشتري و كره ماه و كنايه از داماد و عروس است.

ورد: وِردِ زبان ، ذكرجاري مدام زبان.

معاني ابيات غزل:

(1) گفتم چه وقت دهان ولب تو( با بوسه يي يا سخن شيريني)كام مرا بر مي آورند گفت خواسته و فرمان تو بر وري چشم ، هر چه بگويي همان كار را خواهند كرد.

(2) گفتم ( براي يك بوسه) لب شكرين تو ماليات و خراج كشور مصر ( صادر كنند شكر) را خواهان است . گفت در اين سودا زياني متصوّر نيست.

( سعدي مي فرمايد: هر مقامي ز معدني خيزد شكر از مصر وسعدي از شيراز).

(3)گفتم چه كسي بر راز دهن تنگت آگاهي يافت اين داستاني است كه تنها با نكته سنج دقيق مي توان در ميان نهاد .

(4) گفتم بت پرست مباش و به خداي بگراي گفت در عالم عشق هر دو كار را انجام مي دهند.

(5) گفتم حال و هواي ميكده غم را از دل مي زدايد گفت خوشا به حال آنان كه دلي را شاد سازند..

(6) گفتم شراب نوشيدن و خرقه پوشيدن راه ورسم مذهب نيست گفت در مذهب پير مغان اين كار ها مرسوم است.

(7) گفتم پير چه سود ي از لب شيرين لبان مي برد گفت با بوسه يي شيرين او را جوان مي كنند.

(8) گفتم آن بزرگوار كي به حجله عروسي قدم مي نهد در آن لحظه زماني كه مشتري و ماه قرين يكديگر شوند.

(9) گفتم حافظ پيوسته به دولت و دستگاه او دعا مي كند گفت نه تنها حافظ كه فرشتگان هفت آسمان هم همين كار را مي كنند .

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب