رفتار با همسر خسيس

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 1 آذر, 1393 / بدون نظر

با شوهر خسيس چگونه بايد رفتار کنيم؟

سئوال: وقتي با شوهرم به خريد مي روم تا چند روز بعد دعوا داريم، مي گويد از خريد کردن خوشش نمي آيد، براي هر کالايي حاضر به پرداخت پول نيست و مدام غر مي زند که خريد اين کالاها براي زندگي ضروري نيست در صورتي که احساس مي کنم مشکل او خسيس بودن است، نه غيرضروري بودن کالاهاي خريداري شده.

همين که قرار مي شود براي خريد کردن از خانه بيرون برود، اعصاب خردي هايش شروع مي شود. انگار علاقه اي براي خريد وسايل مورد نياز خانه ندارد. بيشتر از همه خودش را اذيت مي کند و مدام با خودش غر مي زند. وقتي دستش را در جيبش مي کند تا پولي را به همسر يا فرزندانش براي خرج هاي شان بدهد، صد بار به آن ها مي گويد که چه قدر خرج هاي تان زياد شده است. دائم تذکر مي دهد که مراقب باشيد به هر چيزي پول الکي ندهيد. دست آخر هم بعد از خريدن وسيله اي براي خانه يا دادن پول به يکي از اعضاي خانواده، چند ساعتي با هيچ فردي صحبت نمي کند تا به قول خودش، اعصابش آرام شود.

براي رفتار با شوهراني که بار اقتصادي خانواده بر دوش آن هاست ولي اصلاً خرج کردن به مذاق شان خوش نمي آيد، توصيه مي شود اين مطلب را بخوانيد.

حفظ افراطي پول براي آرامش رواني

حالت اول: اگر بين شما و همسرتان رابطه عاطفي و محبت قلبي برقرار است و در ديگر امور زندگي با هم تفاهم داريد و فقط خساست او شما را آزار مي دهد بايد توجه داشته باشيد که خساست يک مشکل روان شناختي است و ريشه در ناامني دروني افراد دارد. هر فردي در زندگي به هويتي براي خود نياز دارد. براي بعضي از افراد پول و دارايي تکيه گاه هويتي به حساب مي آيد و چنانچه آن را از دست بدهند، دچار احساس ناامني و اضطراب خواهند شد. به همين دليل خرج کردن پول براي آن ها به معناي از دست دادن هويت و ابتلا به نيستي است. اين اشخاص با جمع کردن و حفظ افراطي و بيمار گونه پول در اصل سعي دارند امنيت و آرامش رواني خود را حفظ کنند.

از دست دادن احترام

براي اين عده پول و دارايي ملاک شأن و منزلت است. به خصوص در جامعه اي که ثروت يکي از مهم ترين ملاک هاي ارزش گذاري اجتماعي افراد محسوب شود. اين سخن به اين معناست که پول بيشتر براي فرد مساوي با منزلت و احترام بيشتر است؛ بنابراين کسي که دچار اين مشکل روان شناختي است پول خرج کردن برايش به معناي از دست رفتن احترام و ارزشمندي است. نکته مهمي که در اين جا بايد به آن توجه کرد اين است که همسرتان به احتمال زياد نسبت به شما بي توجه نيست بلکه از يک ضعف شخصيتي رنج مي برد و اشتباه است که انتظار داشته باشيد به اين راحتي امنيت، هويت و احترام خواهي خود را کنار بگذارد و ملاک ارزشمندي خود يعني پولش را دائم خرج کند. در اين باره هر قدر تلاش کنيد به نتيجه دلخواه نخواهيد رسيد و تنها عايدي شما دعوا، ناکامي، فاصله و خستگي خواهد بود.

راهکارهايي براي رفتار با همسر خسيس

در رفتار با همسر خسيس، اول از همه نبايد فراموش کنيم که حل مشکل خساست همسر کار ساده اي نيست بنابراين فقط بايد تلاش کنيم تا رفتار او را تعديل کنيم. اميدواريم با اين راهکارها بتوانيد بيشتر با همسر خسيس تان مدارا کنيد:

* طبيعت افراد خسيس را باور کنيد و بپذيريد که به بيماري خساست دچار هستند. اين باور باعث مي شود تا رفتارهاي آن ها برايتان قابل تحمل باشد.

* بعضي افراد مبتلا به خساست، تلاش مي کنند تا اين صفت نامناسب را اصلاح کنند. در اين صورت با درک مشکل شان بايد به آن ها کمک کنيم. نبايد اين افراد را مسخره کنيم يا دائم از آن ها ايراد بگيريم. بلکه بايد کنارشان باشيم تا با کمک هم به تدريج بر مشکل غلبه کنيم.

* پيش از خريد هر وسيله اي براي منزل با همسرتان مشورت کنيد. با وجود اختلاف نظر، مشورت کردن ضروري است تا پس از خريد با لجبازي او روبه رو نشويم. به اين ترتيب، مانع از بروز جنجال مي شويم.

* زماني که از رفتار همسرتان غمگين و عصباني مي شويد، ناراحتي تان را ابراز کنيد، البته نه با دعوا و جنجال بلکه به او توضيح دهيد که از رفتارهاي او ناراحت مي شويد و خجالت مي کشيد. اين توضيح و ابراز ناراحتي ما به شکل منطقي، تلنگري براي تجديدنظر در رفتارهاي نامناسب اوست.

* افراد خسيس با وجودي که ممکن است سليقه خوبي داشته باشند اما براي خريد هر چيزي، ابتدا به مبلغ آن توجه مي کنند؛ بنابراين به جاي دلخور شدن يا مسخره کردن همسرتان، از او تشکر کنيد.

همين که او هزينه اي را بابت خريد چيزي پرداخت کرده، کافي است. تشکر شما نوعي تشويق براي تکرار اين رفتارهاي مثبت و از بين رفتن برخي مشکلات رفتاري همسرتان است.

نرسيدن به بلوغ عاطفي مانع موفقيت در زندگي

حالت دوم: اگر ارتباط شما و همسرتان در ديگر زمينه هاي زندگي نيز نامناسب و تيره است، اين مي تواند نشانه اي از وجود مشکلات وسيع تر در رابطه شما با همسرتان باشد و اختلاف شما عميق تر از چيزي است که در سوال تان مطرح کرده ايد. در چنين مواردي همه اعضاي خانواده به بررسي همه جانبه و تغيير در روابط خود نياز دارند تا با تعيين مجدد جايگاه و مسئوليت هاي هر فرد مرزهاي جديدي در خانواده شکل گيرد. چرا که اگر يکي از زوجين رشد عاطفي لازم را کسب نکرده و به بلوغ و پختگي لازم دست نيافته باشد، در زندگي مشترک موفق نخواهد بود.

اگر همسرتان از قبول مسئوليت هاي خود در زندگي مشترک طفره مي رود و خشم حاصل از اختلافات در ديگر موارد زندگي تان را به اين صورت بروز مي دهد بهتر است به ريشه يابي مشکل او بپردازيد. اگر صاحب فرزند هستيد مي توانيد به همراه آن ها با طلب کردن خواسته ها البته با محبت و تشويق، او را وادار کنيد جايگاه و مسئوليت خود را در خانواده پيدا کند و با ايجاد فضاي مناسب براي گفت وگو همراه با ابراز صحيح عواطف به يکديگر کمک کنيد و اجازه ندهيد که هيجانات سرکوب شده، زندگي تان را تخريب کند.

خرج کردن پول؛ معيار علاقه مندي به همسر!

اجازه دهيد يک فرض ديگر را نيز بررسي کنيم. چنانچه همسرتان در حد توان و عرف نيازهاي مالي شما را تأمين مي کند ولي شما باز هم ناراضي هستيد، آنگاه مشکل به شما برمي گردد. شايد ملاک شما براي علاقه مندي و توجه همسرتان نسبت به شما، ميزان پول خرج کردن اوست. در اين صورت شما نيز گرفتار سيستمي هستيد که ارزش آدم ها را با پول تعريف مي کند و مي خواهيد با طلب بيشتر پول در واقع توجه و احترام بيشتري طلب کنيد.

به هر حال تمام آن چه درباره شما و همسرتان گفته شد فرض هايي است که بايد با دريافت اطلاعات بيشتر مورد بررسي دقيق تري قرار بگيرد و من پيشنهاد مي کنم به همراه همسرتان به يک مشاور مجرب خانواده مراجعه کنيد. در نهايت يادآور مي شوم که در هر رابطه اي، هر ۲ نفر سهيم هستند و با رفتارهاي شان خواسته يا ناخواسته به تداوم يا فروپاشي آن کمک مي کنند.

منبع: میگنا دات آی آر


برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب