بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ جمعه, 21 فروردین, 1394 / بدون نظر

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش//وين سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در ميکده عشق فروشند//ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک//جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش
دلدار که گفتا به توام دل نگران است//گو می‌رسم اينک به سلامت نگران باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش//ای درج محبت به همان مهر و نشان باش
تا بر دلش از غصه غباری ننشيند//ای سيل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می‌کندش جام جهان بين//گو در نظر آصف جمشيد مکان باش

معانی لغات غزل:

دلِ تنگ : دل گرفته از غم

ز آن باده که در میکده عشق فروشند : از آن شراب معرفتی که در میخانه عشق الهی می فروشند (شراب مباح)

گو رمضان باش : هرچند ماه رمضان باشد .

در خرقه چو آتش زدی : چون در خرقه آتش افکندی، اکنون که در خرقه زُهد و ریا آتش افکندی .

عارف سالک : شناسای رهرو حق، عارف راه سپر به سوی حق .

به توام دل نگران است : دلم نگران توست، دردل اندیشه تو را دارم، دلم برای تو در حال اضطراب است .

نِگران : چشم به راه، منتظر، در حال نگریستن .

لعل روان بخش : لب جان بخش .

دُرج : صندوقچه کوچک .

دُرج محبّت : صندوقچه مهر و محبّت، کنایه از دل .

به همان مُهر و نشان باش : به همان حالت مِهر و محبت و همان مُهر و نشان دست نخورده باقی باش .

جام جهان بین : جام کیخسرو که همه هفت کشور را در آن می دید و به جام جمشید معروف و چون در گذشته تا زمان حافظ، جمشید و سلیمان را یک شخص می دانستند به نام جهان نما یا جهان بین معروف شده است .

آصف : نام وزیر حضرت سلیمان (آصف برخیا) .

جمشید مکان : با حشمت و عظمت جمشید، یعنی با حشمت و عظمت سلیمان

چه جمشید و سلیمان را یک شخصیت اسطوره ای می پنداشتند.

معانی ابیات غزل:

1) برگرد و مونس جانِ دلِ تنگ و گرفته از غم من و محرم رازهایِ پوشیده این دلِ در آتش غم گداخته، باش .

2) از آن شرابِ مُباحِ معرفتی که در میخانه عشق الهی می فروشند، چند پیاله به ما بده که با این ماه رمضان منافاتی ندارد .

3) ای عارف، اکنون که در خرقه زهد و ریا آتشی افکندی، کوشش تو بر این باشد که سرآمدِ رندان جهان شوی .

4) به آن دلدار که می گفت دل نگران تو هستم بگو، منتظر باش که به زودی به سلامت می رسم .

5) دلم از اندوه دوری آن لبِ لعل جان آفرین، خون شد . ای صندوقچه محبت دل، با همان مِهر و محبتِ معشوق، سر به مُهر و بسته باقی بمان .

6) ای اشکِ سیل مانند، برای این که از غم و اندوه، غبار تیرگی بر دل محبوب ننشیند، به دنباله نامه روان باش (تا غبار غم را بشویی).

7) به حافظ که آرزوی داشتن جام جهان نما را دارد بگو که نخست بر آن باش تا مورد نظر لطفِ وزیر جمشید مکان باشی .
منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب