کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ چهارشنبه, 20 خرداد, 1394 / بدون نظر
Hafez2

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش//معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش

الا ای دولتی طالع که قدر وقت می‌دانی//گوارا بادت این عشرت که داری روزگاری خوش

هر آن کس را که در خاطر ز عشق دلبری باریست//سپندی گو بر آتش نه که دارد کار و باری خوش

عروس طبع را زیور ز فکر بکر می‌بندم//بود کز دست ایامم به دست افتد نگاری خوش

شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان//که مهتابی دل افروز است و طرف لاله زاری خوش

می‌ای در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد//که مستی می‌کند با عقل و می‌بخشد خماری خوش

به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه//که شنگولان خوش باشت بیاموزند کاری خوش

معانی لغات:

طبع شعر : قریحه و ذوق شعر و شاعری .

معاشر : همدم، مصاحب، شریک و طرف عشرت .

یاری خوش : یاری خوشرفتار

معاشر دلبری : دلبری معاشر، دلبر همدمی، دلبر مصاحبی .

گلعذاری خوش : گلچهره یی خوشخو .

دولتی طالع : کسی که بخت مساعد دارد، کسی که طالعی برخوردار از خوشبختی دارد .

عشرت : عیش و شادی، خوشگذارنی .

روزگاری خوش : روزگاری سازگار و دلپسند .

برخاطر : بر دل، بر ضمیر .

سپندی بر آتش نِه : اسپندی به منظور رفع چشم زخم در آتش بریز تا همانطور که دانه های اسپند در آتش می ترکد چشم حسود تو هم از آتش حسرت بترکد و به تو چشم زخمی نرسد .

عروس طبع را : عروس طبع خود را، زیباترین اندیشه ذهن خود را .

بِکر : بدیع، نو، دوشیزه .

نقش ایام : بازی روزگار .

شب صحبت : شب مصاحبت، کنایه از شبی که کنار لاله زار و مهتاب با دوستان می گذرانی .

دادِ خوشدلی : حقّ شادی .

طَرف : چشم و در اینجا مخفّف طَرَف به معنای کنار است .

بنام ایزد : به نام ایزد متعال، ماشاءالله، چشم بد دور .

مستی می کند با عقل : با عقل از در مستی و ستیزه جویی در می آید .

خماری خوش : حالت خوش خمار، حالت بی خبری و سرمستی .

شنگول : زیبای شاد و شوخ و خوش مشرب .

خوش باش : خوش معاشرت، همیشه خوشحال، خوش سر و زبان .

معانی ابیات غزل:

1) کنار جوی آب روان و زیر سایه درخت بید با قریحه شعر و شاعری و دوستی خوشرفتار (و) دلبر همنشینی شیرین حرکات و ساقی گلچهره یی خوش خوی …

2) هان، ای کسی که بخت با تو مساعد و ارزش وقت را به خوبی می شناسی، این عیش و عشرت و شادی برتو گوارا باد که ایام به کام توست .

3) به آن کسی که بار عشق و محبت دلبری را بر دل دارد بگو که تا چشم نخورد، اسپند دود کند که کار و باری خوب دارد .

4) اندام عروس طبع و قریحه خود را از اندیشه بدیع و نو آرایش می دهم شاید بر اثر بازی ایام، معشوق زیبارویی به چنگ من افتد .

5) در شب مهتابی که روشنی بخش دل و جان است و در کنار چمن و لاله زاری با صفا، همنشینی با دوستان را قدر بدان و بهره خود را از عیش و نوش بگیر.

6) چشم بد دور! در جام چشم های ساقی، شرابی موج می زند که با عقل از در مستی و ستیز در می آید و حالت بی خبری و سرخوشی بدست می دهد .

7) حافظ! عمرت به بی خبری سپری شد، با ما به میخانه بیا تا ساقیان زیباروی خوش مشرب به تو راه بهزیستی را بیاموزند

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب