ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 5 مرداد, 1394 / بدون نظر

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت//جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک//باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی//دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی//صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب//بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار//بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریخت و از غم عشقم خلاص داد//منت پذیر غمزه خنجر گذارمت
می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار//تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل//در پای دم به دم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست//فی الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت

معاني لغات غزل:
غايب از نظر: به سفر رفته.
پاي خاك: خاك پاي، خاك پاي تو، كلمه پاي مي‌تواند حشو باشد.
محراب ابرو: ابروي محراب مانند.
هاروت: هاروت و ماروت نام دو فرشته گناهكار است كه در قرآن مجيد سورة بقره آيه 96 آمده است كه در زمين در چاه بابل سرنگون و زنداني شدند و در داستانها چنين آمده كه كساني كه مايلند سحر و جادو بياموزند به سر اين چاه مي‌رفته و از اين فرشتگان زنداني دانش اين ترفند را فرا مي‌گرفتند.
پيش ميرمت: پيش تو بميرم.
بيمار بازپرس: از حال بيمار بازپرس.
بربوي: به اميد اين.
بار: اجازه، ادن.
نه وضع تست: درشأن تو نيست، شايسته‌ تو نيست.
فرو مي‌گذارمت: تو را مي‌بخشم، از تو چشم‌پوشي مي‌كنم.

معاني ابيات غزل:
(1) اي ناپيدا و دور از ديدگاه ديدگان، تو را به خدا مي‌سپارم. آتش به جانم زدي، با اين حال از دل و جان تو را دوست مي‌دارم.
(2) باور مكن كه تا با كفن به زير خاك نرفته‌ام از دامت تو دست بردارم.
(3) ابروي هلالي و محرابيت را به من نشان بده تا سحرگاهي دستها را به دعا برداشته و برگردن تو بياويزم.
(4) اگر لازم باشد كه سرچاه بابل و نزد هاروت هم بروم مي‌روم (و با آموختن سحر) صدگونه جادو مي‌كنم تا تو را نزد خود آورم.
(5) اي طبيب بي‌وفا در انتظار توام تا از بيمارت حال بپرسي، مي‌خواهم كه در پيش تو بميرم.
(6) از ديدگان صدجوي آب گرداگرد خود روان كرده‌ام، به اميد اينكه بذر مهر و وفا دردل تو كاشته و محبت تو را به خود جلب نمايم.
(7) از ديدگان صدجوي آب گرداگرد خود روان كرده‌ام، به اميد اينكه بذر مهر و وفا در دل تو كاشته و محبت تو را به خود جلب نمايم.
(8) حافظ، گرايش به شراب و محبوب و عياري شايسته حال و شأن تو نيست. به هرحال اين كارها را مي‌كني و من آنها را نديده مي‌گيرم.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب