رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 17 مرداد, 1394 / بدون نظر

رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی//آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی

مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا//و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی

می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم//می‌کردم اندر آن گل و بلبل تاملی

گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق//آن را تفضلی نه و این را تبدلی

چون کرد در دلم اثر آواز عندلیب//گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی

بس گل شکفته می‌شود این باغ را ولی//کس بی بلای خار نچیده‌ست از او گلی

حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ//دارد هزار عیب و ندارد تفضلی

معاني لغات غزل:

چِنَم: (مخفف چينم) بچينم.

مسكين: بي نوا، بي چاره.

گلي: گل سرخ.

غلغلي: جار و جنجالي، همهمه اي، شوري.

تأمل: دقت، غور و بررسي.

قرين: هم نشين.

تغيّري: دگرگوني، تغييري.

تبدّلي: بدل گشتن، عوض شدن، تغيير وضع دادن.

فرج: گشايش در كار.

مدار چرخ: خط سير فلكي، خط سير كواكب، مسير گردش زمين، كنايه از گردش روزگار.

تفضل: لطف و مهرباني و كرم.

معاني ابيات غزل:

(1) صبحي به باغ رفتم تا گلي بچينم، ناگهان آواز بلبلي به گوشم رسيد.

(2) بلبل بيچاره (نيز) مانند من به عشق گلي مبتلا شده و با فرياد خود در چمن شوري به پا كرده بود.

(3) در آن چمن و گلزار مي گشتم و هر لحظه در كنار آن گل و بلبل دقت و غور و بررسي مي كردم.

(4) گل با زيبايي دمساز و بلبل با عشق هم نشين شده بود. نه گل لطف و عنايتي به بلبل و نه بلبل انديشه دگرگوني در حال خود داشت.

(5) آنگاه كه آواز بلبل در دلم تأثير كرد چنان شدم كه ديگر برايم هيچ تاب تحمل باقي نماند.

(6) در اين باغ روزگار، گلهاي بسياري مي شكفد اما (تا بحال) كسي بدون آزار و سرزنش خار، از آن گلي نچيده است.

(7) حافظ از گردش روزگار اميد گشايشي نداشته باش كه اين گردش هزار عيب دارد، بدون آنكه لطف و كرمي داشته باشد.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب