سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 6 مرداد, 1394 / بدون نظر
Hafez2

سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش//که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

شد آن که اهل نظر بر کناره می‌رفتند//هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش

به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها//که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش

شراب خانگی ترس محتسب خورده//به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش

ز کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند//امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش

دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات//مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش

محل نور تجلیست رای انور شاه//چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش

بجز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر//که هست گوش دلش محرم پیام سروش

رموز مصلحت ملک خسروان دانند//گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش

معانی لغات غزل:

هاتف : اسم فاعل هَتف، آواز دهنده که خود او دیده نشود .

دَور : زمان، عصر، دوره .

دلیر : نترس، شجاع .

مــی دلیر بنوش : بدون بیم و ترس و شجاعانه شراب بنوش .

شُد : گذشت .

اهل نظر : مردم صاحب نظر .

بر کناره می رفتند : گوشه گیر بودند، از کار کناره گرفته بودند، در گوشه و کنار رفته و در میان مردم نبودند.

دیگ سینه : (اضافه تشبیهی) سینه به دیگ تشبیه شده .

شراب خانگی : شرابی که در خانه تهیّه شده باشد .

ترسِ محتسب خورده : ترس محتسب را تحمل کرده .

سجاده کشید به دوش: جانماز و فرش نماز را به روی دوش انداخته می کشید، کنایه از تظاهر به زهد و عبادت، ریاکاری .

دلالت : راهنمایی .

فِسق : ترک فرمان خدا، بیرون آمدن از حکم و فرمان الهی .

مباهات کردن : افتخار کردن، نازش کردن .

زُهد هم مفروش : پارسایی و تقوا را هم به رخ مردم نکش .

محل نور تجلّی : جایگاه جلوه نور الهی .

قُرب : نزدیکی .

صفا : پاکی .

نیّت : اراده، قصد، اندیشه، آنچه از قصد که به دل گیرند .

ثنا: مدح، تحسین، تمجید .

جلال : بزرگی، بزرگواری .

سروش: فرشته پیام آور .

رموز : جمع رمز، اسرار، رازها .

مصلحت : آن چه که به خیر و صلاح است .

مصلحتِ ملک : خیر و صلاح کشور .

مخروش : فریاد مکن، سر و صدای راه مینداز .

 

معانی ابیات غزل:

1) سحرگاهان از سروش غیبی این خبر خوش به گوشم رسید که اینک زمان سلطنت شاه شجاع است بی پَروا میگساری کن …

2) (و) آن زمانی که مردمان صاحب نظر گوشه گیر بودند و در حالی که هزار گونه سخن برای گفتن داشتند، به ناچار لب از سخن فروبسته بودند سپری شد …

3) (حالیا) آن حکایت ها را که از پنهان کردن آن، دیگ سینه ما را به جوش آورده بود، به همراهی نوای چنگ بازگو می کنیم …

4) (و) شرابی را که در خانه انداخته و تهیّه کرده و ترس بازرسی محتسب را از سر گذرانده، به شادی روی محبوب با بانگ نوشانوش می نوشیم .

5) شب پیش، امام جماعت شهر را که پیش از این سجاده نماز را بر دوش خود می افکند، بر دوش گرفته و از کوی میخانه بیرون بردند .

6) ای دل، از روی خیرخواهی، راه رستگاری را به تو نشان می دهم: به ترک فرمان الهی مناز، و زهد و پارسایی خود را هم به رخ مردم مکش .

7) اندیشه روشن شاه جایگاه جلوه نور الهی است، اگر نزدیکی او را میخواهی به پاکی اندیشه یی که در دل داری همت گمار .

8) غیر از تحسین بزرگواری های او اندیشه دیگری در دل مپرور که سروش غیبی همه پیام ها را محرمانه به گوش دل او می رساند .

9) حافظ، تو یک مستمند گوشه نشین بیشتر نیستی، اینقدر داد و فریاد مکن. پادشاهان به راه خیر و صلاح کشور داری، آگاهی کامل دارند .

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب