آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ جمعه, 27 شهریور, 1394 / بدون نظر

آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد///صبر و آرام تواند به من مسکین داد

وآن که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت///هم تواند کرمش، داد من غمگین داد

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم///که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

گنج زر، گر نبود، کنج قناعت باقی ست///آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن///هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد

بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی///خاصّه اکنون که صبا مژده فروردین داد

در کف غصّه دوران دل حافظ خون شد///از فراق رُخت ای خواجه قوام الّدین داد

معاني لغات غزل:

تطاول: دراز دستي، تعدي، گردنكشي، ظلم، دست‌درازي، تجاوز.

فرهاد: اسم خاص، نام سنگتراشي در زمان خسروپرويز كه عاشق معشوقه خسروپرويز به نام شيرين بود.

شيرين: معشوقه ارمني و همسر خسروپرويز.

كابين: مهريه، مبلغي كه به هنگام ازدواج شوهر به همسر مي‌پردازد يا تعهد پرداخت آن را مي‌كند.

خواجه‌قوام‌الدين: قوام‌الدين محمدبن‌علي صاحب عيار درسال 750 هجري وارد دستگاه شاه‌شجاع شد و به ترقيات نايل آمد تا در 755 به نيابت سلطنت رسيد و در 756 حاكم ايالت كرمان شدو در 760 وزير اول شاه‌شجاع گرديد و چون قدرت زيادي به هم رسانيده بود در سال 764 در اثر تحريكات معاندين بدست شاه‌شجاع كشته شد. حافظ با اين وزيردوست و در رثاء او قطعه‌يي سروده و اشعاري در مديحه او دارد.

 

معاني ابيات غزل:

(1) كسي كه به چهره تو، رنگ گل قرمز و نسترن سفيد داده و رخسار تو را سرخ و سفيد آفريده، به من مسكين هم مي‌تواند صبر و آرامش عطا كند.

(2) (و) كسي كه به گيسوي تو راه و روش درازدستي و تجاوز ياد داد، لطف و كرمش هم مي‌تواند داد من غمگين را بستاند.

(3) از آن روزي كه فرهاد مهار دل ديوانه‌اش را به دست اراده لب شيرين سپرد، من از حياتش قطع اميد كردم.

(4) هرگاه گنج طلا نباشد، گوشه‌يي كه بتوان با قناعت در آن به سر برد، موجود است. آن خدايي كه به شاهان گنج زر داد به مستمندان هم كنج قناعت ارزاني داشت.

(5) دنيا به مانند عروس خوش سيمايي است، اما هركس با او پيوند همسري بست، عمرخود را كابين و مهريه او كرده و در اختيارش نهاد.

(6) بعد از اين، كنار جويبار، دست به دامن سرو مي‌شوم. به خصوص كه بادصبا مژده فرا رسيدن ماه فروردين و فصل بهار را مي‌دهد.

(7) دل حافظ در زير فشار و در مشت غم و اندوه روزگار خون شد. فرياد از دوري رويت‌‌اي خواجه قوام‌الدين.

منبع: جلالیان دات آی آر


دسته بندی شده در : فال حافظ ,فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب