مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 15 شهریور, 1394 / بدون نظر
Hafez2

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو///یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید///گفت با این همه از سابقه نومید مشو

گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک///از چراغ تو به خورشید رسد صد پرتو

تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار///تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو

گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش///دور خوبی گذران است نصیحت بشنو

چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن///بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو

آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق///خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت///حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو

معاني لغات غزل:

مزرع: مزرعه، كشتزار.

مزرع سبز فلك: (اضافه تشبيهي) فلك به مزرع سبز تشبيه شده.

داسِ مه نو: (اضافه تشبيهي) ماهِ نو به داس تشبيه شده.

خسبيدن: خفتيدن، خوابيدن، به خواب رفتن.

سابقه: تاًنيث سابق، پيشي گيرنده، مراد پيشي گرفتن رحمت الهي از غضب اوست كه از اين حديث مستفاد مي‌شود: سَبَقَتْ رَحْمَتي غَضَبي (بخشايش من از غضبم پيشي گرفت).

نوميد: نااميد.

مجرد: تنها، وارسته از علائق، بي همسر.

مسيحا: لقب حضرت عيسي كه از كلمه عبري (ماشياخ) گرفته شده و به معني نجات دهنده است.

فروغ: روشنايي، نور.

شبگرد: گردش كننده در شب، پاسبان، صفتي براي دزدان شبرو.

عيّار: تردست، طرّار، دزد چابكدست.

كاووس: كي كاووس، دومين پادشاه كياني كه بعد از كي قباد به سلطنت رسيد.

كمر: كمربند.

كي خسرو: سومين پادشاه سلسله كياني.

گوشوار: گوشواره.

گوشوار زر و لعل: گوشواره زرين لعل نشان.

گران: سنگين.

گران دارد گوش: 1- گوش را سنگين كرده و از شنيدن باز مي دارد، 2- تكبر و افاده حاصله از داشتن زينت آلات گران قيمت در گوش.

دور خوبي: دوره حسن و زيبايي و روزگار نعمت و خوشبختي.

عرصه: پهنه، گستره.

عرصه حسن: (اضافه تشبيهي) حسن و زيبايي به عرصه شطرنج (صفحه شطرنج) تشبيه شده است.

بيدَقْ: پياده، منظور مهره پياده در بازي شطرنج است.

گِرَو: آنچه در قمار و بازي شطرنج در بدو امر با شرط مسابقه در ميان نهند تا برنده بازي آن را تصاحب كند.

عظمت: بزرگي.

به جوي: به يك جو، توضيحاً يك مَنْ (معادل شش كيلوگرم) مساوي است با چهارصد درم و هر درم مساوي شش دانگ و هر دانگ مساوي دو قيراط و هر قيراط مساوي دو طسوج و هر يك طسوج مساوي دو جو مي باشد. بنابراين جو حداقل وزن و به عنوان چيز ناقابل مثل زده مي شود.

زهد و ريا: زهد با ريا (واو عاطفه)، زهد همانند ريا و در رديف آن از صفات قبيحه به شمار آمده است!

خرقه پشمينه: خرقه و دلق پشمين كه نشان زهد و پارسايي ظاهري توام با رياي دروني است.

معاني ابيات غزل:

(1) كشتزار سبز سپهر گردون و ماه نو را كه به مانند داس آن را در مي نورديد ديدم و به ياد كشتزار عمل خود و فصل درو كردن آن افتادم.

(2) به بخت خود گفتم: تو به خواب رفتي و خورشيد سر زد (و وقت نماز گذشت) گفت، با وجود اين نوميد از سبقت رحمت الهي بر غضب او مباش.

(3) اگر بتواني مانند حضرت عيسي، پاك و وارسته به آسمان صعود كني از روشنايي و فروغ تو صد پرتو و بازتاب نور به خورشيد مي رسد.

(4) بر ستاره شبگرد (طالع خود) اعتماد مكن زيرا اين طرار چابك دست تاج از سر كيكاوس و كمربند از كمر كيخسرو ربوده است.

(5) گوشواره زينتي زرين لعل نشان هر چند گوش را سنگين و گرانبها مي نماياند (در مقابل آن را به ثقل سامعه هم مبتلا مي كند.) و تو اي گوش سنگين، اين اندرز را بشنو كه دوره خوشبختي و نعمت در گذر است.

(6) از خال صورت تو چشم بد به دور باد كه در عرصه شطرنج زيبايي، اين خال سرباز پياده اي را به حركت درآورد كه در نتيجه شرط بازي را از ماه و خورشيد برد.

(7) به آسمان بگو، اين همه به بزرگي خود مناز و مبال كه از ديدگاه عشق خرمن ماه يك جو و خوشه پروين دو جو بيشتر نمي ارزد.

(8) آتش زهد و ريا خرمن دين را خواهد سوزانيد. حافظ اين خرقه پشمينه را (كه علامت زهد و رياست) دور بينداز و برو.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال حافظ ,فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب