اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 23 مهر, 1394 / بدون نظر

اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است///به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد///به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است

در آستین مرقع پیاله پنهان کن///که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می///که موسم ورع و روزگار پرهیز است

مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر///که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است

سپهر برشده پرویزنیست خون افشان///که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ///بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

معانی لغات غزل:

فرح‌بخش: شادی‌آور.

گل‌بیز: گل‌افشان، گل‌ریز، عطرافشان.

به بانگ چنگ: به همراه آواز چنگ.

محتسب: نهی کننده کارهای ناروا، بازدارنده کارهای نامشروع، لقب امیرمبارز‌الدین.

تیز: شنوا، تند و حاد، بران، قاطع و برنده، خروج گاز شکم با صدا.

صراحی: ظرف شراب با گردن دراز که به شکل مرغابی و حیوانات می‌ساخته و شراب از چشم و نوک آن خارج می‌شده است.

حریف: مصاحب، هم پیاله، مراد یار و محبوب است.

به عقل نوش: ازروی عقل بنوش، محتاطانه بنوش.

فتنه‌انگیز: آشوبی، پرآشوب.

مرقع: وصله‌دار، رقعه رقعه به هم دوخته شده، خرقه وصله‌دار.

چشم صراحی: محل خروج شراب از صراحی که از چشم شکل پرنده است.

ورع: پرهیزکاری، پارسایی، تقوا.

باژگون: واژگون، وارون.

دور باژگون سپهر: گردش چرخ وارون.

صاف: زلال، خالص، کنایه از مایع زلال رویی خم شراب.

دردی‌آمیز: کدر، آ«یخته به درد و ته‌نشین شراب.

پرویزن: غربال، الک.

ریزه: ذرات از الک گذشته، ذره‌های الک شده.

عراق: استانهای اصفهان- همدان- ری و مرکزی.

معانی ابیات غزل:

(۱) هرچند باده شادی‌اور و نسیم، گل‌بیزان و هوا مساعد است، مبادا آشکارا و به همراه ساز و آواز به شراب بنشینی که گوش محتسب تیز و شنوا و حساس است.

(۲) هرگاه ظرفی شراب و هم پیاله‌یی با آداب یافتی با احتیاط تمام با او به میگساری بنشین که زمانه، زمانه پرآشوبی است.

(۳) پیاله‌را در آستین خرقه پنهان نگاهدار که چشم روزگار به مانند چشم صراحی خونبار است.

(۴) خرقه‌ها را با اشک شسته و رنگ باده را از آن می‌زدائیم چرا که زمان تظاهر به پرهیزکاری و پارسایی است.

(۵) از گردش این سپهر وارون عیش و شادی توقع مدار که زلال سر این خم روزگار هم، دردی و کدر و مغشوش است.

(۶) این سپهر بلند به مانند غربالی خون پالاست که ریزترین ذرات گذشته از آن، سر و تاج خسروپرویز است.

(۷) حافظ، با شعر خوش و شورانگیز خود عراق و فارس را مسخر خود کرده‌یی، اینک نوبت بغداد و تبریز فرا رسیده است.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب