خم زلف تو دام کفر و دین است

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 19 مهر, 1394 / بدون نظر
Hafez2

خم زلف تو دام کفر و دین است///ز کارستان او یک شمه این است

جمالت معجز حسن است لیکن///حدیث غمزه‌ات سحر مبین است

ز چشم شوخ تو جان کی توان برد///که دایم با کمان اندر کمین است

بر آن چشم سیه صد آفرین باد///که در عاشق کشی سحرآفرین است

عجب علمیست علم هیئت عشق///که چرخ هشتمش هفتم زمین است

تو پنداری که بدگو رفت و جان برد///حسابش با کرام الکاتبین است

مشو حافظ ز کید زلفش ایمن///که دل برد و کنون دربند دین است

معنی ابیات غزل:

 ١ -حلقه‌ى گيسوى تو، مانند دامى بر سر راه همگان-از كافر و مؤمن-گسترده است و اين فقط اندكى از هنرنمايى زلف توست!

 ٢ -جمال تو، معجزه‌اى در دنياى زيبايى و داستان ناز و كرشمه‌ى تو جادوى آشكار است.

 ٣ -از چشم گستاخ و بى‌پرواى تو چگونه مى‌توان نجات يافت در حالى كه تير نگاه تو، در ميان‌كمان ابروانت، در كمين عاشقان نشسته است.[شاعر ابروان معشوق را مانند كمانى مى‌بيند و نگاه‌هاى او را مانند تيرى كه از اين كمان رها مى‌شود و بر دل عاشقان مى‌نشيند.]

 ۴ -بر چشم سياه تو، صد آفرين باد كه در عاشق‌كشى به راستى جادو مى‌كند.

5 –دانش «ستاره شناسى عشق» چه دانش شگفت‌انگيزى است، كه مطابق آن، آسمان هشتم با طبقه‌ى هفتم زمين برابر است. [چرخ هشتم،استعاره از فلك هشتم است(از افلاك نه‌گانه)،كه درعلم نجوم فلك ثوابت است. هفتم زمين، يعنى طبقه‌ى هفتم زير زمين كه طبعا بسيار پست و زيرين‌است. اما در«علم نجوم عشق»چرخ هشتم و طبقه هفتم زمين برابرند و فاصله‌اى ميان آن‌ها نيست! مقصود اين است كه معيارهاى عشق بسيار متفاوت و فراتر از معيارهاى عقل و دانش‌هاى عقلى‌است.]

 ۶ -گمان مكن كه بدگو و سخن‌چين رفت و جان به سلامت برد. نه، چنين نيست؛ بلكه فرشتگان‌ ناظر بر اعمال انسان‌ها به حساب كار او رسيدگى مى‌كنند.

7-اى حافظ، از نيرنگ و فريب زلف او آسوده خاطر مباش؛ زيرا كه او پس از ربودن دل، اكنون در كمين دين تو نشسته است!

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب