منم که گوشه میخانه خانقاه من است

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 13 مهر, 1394 / بدون نظر
Hafez2

منم که گوشه میخانه خانقاه من است///دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است

گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک///نوای من به سحر آه عذرخواه من است

ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله///گدای خاک در دوست پادشاه من است

غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست///جز این خیال ندارم خدا گواه من است

مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی///رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است

از آن زمان که بر این آستان نهادم روی///فراز مسند خورشید تکیه گاه من است

گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ///تو در طریق ادب باش و گو گناه من است

 

معاني لغات غزل:

خانقاه: محل تجمع صوفيان، محل خوردن، جايي كه خان طعام براي صوفيان مي‌گسترانند، جايي كه خان طعام مي‌گسترانند.

دعا: نيايش، خواستن از خدا.

پير مغان: پير متصدي آتش در آتشكده، پير مي‌فروش مغ‌ها و مجوسي‌ها.

ورد: ذكر دائم، دعاي زيرلب.

ترانه: سرود.

ترانه چنگ: سرودي كه با نغمه چنگ خوانده شود.

صبوح: صبح‌گاه.

ترانه چنگ صبوح: نغمه چنگي كه سحرگاهان به هنگام كشيدن صبوحي و شرب بامدادي مي‌نوازند.

نوا: پرده موسيقي، مقام، لحن، ناله انسان و مرغان، وسايل زندگي.

فارغ: بي‌نياز.

بحمدالله: شكرخداي را، خوشبختانه.

گدا: در اصطلاح عرفا به مستحق تجليات و فيوضات الهي در درگاه باري تعالي گفته مي‌شود.

خيمه بركنم: خيمه رابرچينم و جمع كنم، كنايه از رخت بربستن از دنيا.

فراز: بالا.

فراز مسند خورشيد: بالاتر از آسمان چهارم كه جايگاه خورشيد است.

 

معاني ابيات غزل:

(1) من آن كسي هستم كه به جاي خانقاه، گوشه ميخانه را برگزيده و هر بامداد، پير مي‌فروش را دعا و دعايي كه پير مي‌فروش مي‌خواند زيرلب زمزمه مي‌كنم.

(2) اگر باده‌نوشي بامدادي مرا ساز چنگي همراهي نمي‌كند باكي نيست. آه و ناله و استغفار من كار نواي چنگ صبح‌گاهان را مي‌كند.

(3) سپاس خداي را كه از شاه و گدا بي‌نيازم. نيازمند و گداي در دوست (حق تعالي) براي من حكم پادشاه را دارد.

(4) منظور و مقصود من از عبادت در مسجد يا مستي و بي‌هوشي در ميخانه رسيدن به وصال شماست. خدا شاهد است كه جز اين خيال و انديشه‌يي ندارم.

(5) مگر اينكه با كارد اجل، بندهاي خيمه وجودم را بريده و آن را از جاي بركنم وگرنه دوري جستن از درگاه و دولت سراي دوست راه و روش من نيست.

(6) از روزي كه روي نياز بر اين آستانه نهاده و به سوي اين در آمدم، در دنياي بالا و برتر از جايگاه خورشيد سر مي‌كنم.

(7) حافظ! ما هرچند در ارتكاب گناه از خود اختياري نداشتيم با اين همه شرط ادب اقتضاي آن دارد كه به گناه خود اقرار كرده و پوزش بطلبي.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب