ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 25 آبان, 1394 / بدون نظر
Hafez2

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر///بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر

از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست///کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر

این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است///دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر

تا کی می صبوح و شکرخواب بامداد///هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر

دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد///بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر

اندیشه از محیط فنا نیست هر که را///بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر

در هر طرف که ز خیل حوادث کمین‌گهیست///زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر

بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار///روز فراق را که نهد در شمار عمر

حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان///این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

معانی لغات غزل:

فروغ رخ: تابش نورِ چهره ، كنايه از شادابي و شور ونشاط چهره است .

لاله زار: كشتزار لاله.

لاله زار عمر:لاله زارزندگي ( اضافه تشبيهي ) عمر به لاله زار تشبيه شده و بيشتر مراد از آن ، دوره جواني عمر مي باشد. گل روی :(اضافه تشبيهي) روي به گّل تشبيه شده.

بهار عمر: شكوفه در خت زندگي در اينجا معني ميدهد.

مهلت: فرصت.

دریاب کار ما: كار ما را درياب ، به كار ما عنايتي كن، دل مارا به دست آر.

می صبوح:شراب بامدادي .

بیدار گرد: هشيار شو،بيدار شو.

اختیار :بر گزيده و در اصطلاح نجوم به بهترين وقت براي انجام كارهايي مثل سفر و عروسي گفته مي شود. اختیار عمر: بخش گزيده عمر ، اوقات مساعد، امكان انتخاب خوب وبد زندگاني .

در گذار : در حال گذشتن.

گُذار عمر:1)گذشتن عمر، 2) گذشتن معشوق.

محیط فنا:فنايي كه احاطه كرده است ، نابودي كه گرداگرد را فراگرفته است.

مَدار عمر:گردش عمر ، دايره گردش عمر.

خیل حوادث: سپاه رويدادها ، دام پنهاني.

کمینگه:كمينگاه ، سنگر ، حمله ، دام پنهاني .

عنان گسسته: لجام گسيخته ، اسبي كه سراسيمه و افسار گسيخته باشد.

بی عمر:1) بدون حيات و فرجه زندگي ، 2) بدون معشوق .

نقش:نوشته ، خطّ ، اثر .

 

معانی ابیات غزل:

(1) ای آنکه از تابش نور چهره ات، لاله زار زندگی من سبز وخرم است به سوی من برگرد که بی گل روی تو شکوفه های بهار عمر من بر زمین ریخت.

( 2) اشک اگر از دیدگان من به مانند باران فرو بارد جا دارد، زیرا زمان عمر در غم دوری توبه سرعت برق گذشت.

(3) در این یکی دو لحظه دیگر که فرصت ملاقات میسر است، توجهی به ما کن که پایان کار زندگی معلوم نیست.

(4) تا کی به نوشیدن شراب بامدادی و خواب شیرین صبحگاهي مي پردازي! بيدار و هشيار شو كه در ساعات مساعد زندگي و ايام جواني، سپري شد.

(5) ديروز به راهي مي گذشت و نگاهي به ما نكرد. بيچاره دل من كه از گذشتن عمر خود ( واگذار معشوق خود) نصيبي عايدش نشد.

(6) هر كس كه محور گردش عمر ش بر نقطه دهان تو قرار گرفته باشد از نابودي كه گرداگرد او را ( دايره وار) احاطه كرده است ترسي ندارد.

(7) انبوه پيشامدها ناگوار در هر سو دام گسترده و سنگر گرفته و بدين سبب است كه عمر چون توسن افسار گسيخته، سراسيمه بر هر سو مي تازد.

(8) من بدون داشتن عمر، زنده هستم، تعجب مكن. چه كسي روزهاي فراق را در شمار شمار زندگاني به حساب مي آورد؟

(9) حافظ سخني و شعري بگو، كه تنها اثر قلم تو بر صفحه روزگار به عنوان يادگار عمر باقي مي ماند.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب