درآ که در دل خسته توان درآید باز

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 5 آبان, 1394 / بدون نظر
Hafez2

درآ که در دل خسته توان درآید باز///بیا که در تن مرده روان درآید باز

بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست///که فتح باب وصالت مگر گشاید باز

غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت///ز خیل شادی روم رخت زداید باز

به پیش آینه دل هر آن چه می‌دارم///بجز خیال جمالت نمی‌نماید باز

بدان مثل که شب آبستن است روز از تو///ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز

بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ///به بوی گلبن وصل تو می‌سراید باز

معنی ابیات غزل:

1.ای معشوق! به سوی من بیا تا بار دیگر به این دل خسته ی من توانایی باز گردد و تن بی روحم، جانی تازه بگیرد و زنده شود.

2.ای یار! که دوری و هجران تو چشم مرا بر همه چیز بست و در انتظار گذاشت و گشایش چشم من بر دنیا فقط با دیدار و وصال مجدد تو امکان پذیر است و در واقع، وصال تو مشکل گشا است.

3.ای یار و محبوب! اگر تو بیایی، شادی و نشاط حاصل از دیدار روی سپید و زیبای تو، غمی را که چون لشکر سیاه پوستان زنگی سرزمین دل را تسخیر کرده پایان خواهد یافت.

4.ای معشوق! آینه ی دل من از غم هجران تیره شده، هرچه را در برابر آن می گذارم، تصویری از آن نشان نمی دهد، مگر خیال چهره ی زیبا و دلفریب تو که در آن نمایان می شود؛ یعنی دلم فقط تو را می خواهد.

5.بنابر این مَثَل که شب آبستن حوادث است، نمی دانم چه پیش خواهد آمد و پایان شب باید طلوع روز باشد، لذا با یاد تو شب ها بیدار می مانم و ستاره می شمرم تا ببینم روز دیدار تو طلوع خواهد کرد یا نه؟

6.ای معشوق! بیا که بلبل خوش طبع خاطر حافظ در آرزوی وصال تو نغمه سرایی می کند و شعر می سراید. حافظ در آرزوی وصال معشوق است که این گونه اشعار زیبا می سراید.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب