در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ چهارشنبه, 6 آبان, 1394 / بدون نظر
Hafez2

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع///شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست///بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد///همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو///کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع

در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست///این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع

در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست///ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع

بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است///با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت///تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو///چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع

سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین///تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت///آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

معانی لغات غزل:

وفا : به سر بردن پیمان .

مشهور خوبانم : در میان خوبان مشهورم .

شب نشین : یار شبانه، شب زنده دار .

سربازان : جانبازان، عاشقان فداکار.

رندان : منکری که انکار دستورات شرعی او از زیرکی باشد نه از جهل. ظاهر خود را در ملامت نماید و در باطن آراسته باشد .

غم پرست : غم خور، غم پرور .

رشته صبر : (اضافه تشبیهی) صبر به رشته تشبیه شده.

مِقراض : قیچی، قیچی مخصوص اصلاح کردن فتیله شمع.

کُمیت : اسب قرمز رنگ با یال و دُم سیاه.

گلگون : گلرنگ، به رنگ گل، نام اسب شیرین در منظومه خسرو و شیرین نظامی .

گرم رو : تیزرو، تندرو .

جمال عالم آرا : چهره جهان افروز، کناییه از چهره خورشید مانند .

با کمال عشق تو : با آن که در عشق تو به مرحله کمال رسیده ام .

در عین نقصان : در حال کاستن .

به جان در دل گرفت : از صمیم دل و رغبت در دل نشایند .

معانی ابیات غزل:

1) در عشق تو مانند شمع در میان خوبان به وفاداری! شهرت دارم و چون شمع در کوی عاشقان فداکار و رندان، شب نشینی و شب زنده داری می کنم.

2) از بس به مانند شمع از دیده ها سیل آسا اشک آتشین روان می کنم، روز و شب به چشمانم که غمزده درد عشق است خواب نمی آید.

3) هرچند ریسمان صبر و شکیبایی من با تیغ قیچی غم تو قطع شده، باز هم در آتش عشق تو چون شعله شمع لرزان و خندانم.

4) اگر اشک سرخ فام من مانند اسبی تندرو جولان نمی داد، هرگز راز پنهان (سوز عشقم) به مانند شمع آشکار نمی شد.

5) روز من بدون چهره جهان آرای آفتاب مانند تو چون شب تار است و با آن که در عشقت به مرحله کمال رسیده ام، مانند شمع در حال گداختن و کاستن به سر می برم.

6) به مانند شمع سحری تا برآمدن صبح، در من یک نفس باقی مانده است روی بنما تا شمع سان دست از جان بکشم.

7) حافظ، آتش عشق تو را با میل و رغبت در دل خود جای داده و این آتش دل را (به مانند شمع که از این کار عاجز است) نمی توانم با اشک چشمانم فرو نشانم.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب