چه مستیست ندانم که رو به ما آورد

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 7 آبان, 1394 / بدون نظر
Hafez2

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد///که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر///که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن///که باد صبح نسیم گره گشا آورد

رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد///بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد

صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است///که مژده طرب از گلشن سبا آورد

علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست///برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ///چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم///که حمله بر من درویش یک قبا آورد

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند///که التجا به در دولت شما آورد

معاني لغات غزل:

راه: آهنگ، مقام ، پرده.

مقام: دستگاه موسيقي، جا قرار گرفتن انگشت نوازنده بر دسته ساز .

مقام شناس: آنكه دستگاههاي موسيقي را مي شناسد.

قول: گفتار و در اصطلاح وسيقي تصنيف و غزل به زبان عربي ، ترانه و آواز . در قديم ملحونات قسمتي به زبان عربي به نام قول و قسمتي به زبانفارسی به نام غزل بوده است. و حافظ مي فرمايد: ( اينهمه قول وغزل تعبيه در منقارش و به معناي آواز مطلق نيز آمده و آوازه خوان را قوّال مي گويند.

ساز: آلات موسيقي .

ساز خوش نوا: ساز خوش صدا.

كار بسته: كار گره خورده.

نسيم گره گشا: نسيمي كه گره از كار غنچه مي گشايد، غنچه را باز مي كند.

رسيدن گل و نسرين: زمان باز شدن گل و نسرين ، كنايه از فصل بهار.

كَش:خوش، مطبوع، دلپذير.

سَمَن: نام گلي است.

هدهد: مرغ شانه به سر ، مرغ سليمان.

هدهد سلیمان : كنايه از اين كه هدهد توسط سليمان مأمور بُردن خبر به سبا شد و اين مرغ خبر برد وخبر خوش از بليقس باز آورد.

گلشنِ سبا:گلستان كشور سبا كه بليقس در آنجا سلطنت می كرد.

كرشمه:غمزه، اشاره، چشم و ابرو .

برآر سر:سر بلند كن.

تنگ چشمي:تنگ نظري، چشم تنگ و ريزه تُركها.

تُركِ لشكري : سپاهي تُرك نژاد.

يك قبا: يك لا قبا، كنايه از فقر و تهيدستي.

به طوع: از روي ميل و رغبت.

التجا:پناه بردن.

معاني ابیات غزل:

(1) نمی دانم این چه مستی است که ما را فرا گرفت؟ ساقی آن که بود و این باده را از کجا بدست آورد؟

(2) این نوازنده مقام شناس چه آهنگی را می نوازد که در میان غزل و گفتار آشنایی را گنجانید.

(3) تو هم شراب را تهیه کرده به سوی دشت و دمن برو زیرا در آنجا مرغ خوش آواز با ساز حنجره خود، خوش نغمه سرایی می کند.

(4) ای دل، به مانند غنچه از گرهی که در کار توست شکایت مکن زیرا بادِ بامدادی با خود نسیمی که گره گشاست آورد و کار گشایی می کند.

(5) گل سرخ و نسرین شکوفا شدند، رسیدنشان به خیر باد. گل های بنفشه شاد و دلپذیر به نظر می رسند و سمن به باغ، صفا و تازگی بخشیده است.

(6) نسیم باد صبا مانند هدهد، قاصد سلیمان خوش خبر است چرا که باغ و بوستان سبا مژده شادی می آورد.

(7) درمان ناتوانی و درماندگی دل ما ناز و غمزه ساقی است. ای دل سر از زانوی غم بر گیر که طبیب تو آمد و داروی جانبخش تو، کرشمه و ناز غمزه را با خود آورد.

(8) ای شیخ، از من گله مند نباش من پیرو پیر مغانم زیرا تو وعده ( بهشت) به من می دادی و او ( با دادن شراب ) آن را عملی ساخت.

(9) بنازم تنگ نظری آن ترکِ سپاهی را که بر من فقیر یک لاقبا و برای تاراج من حمله کرد.

(10) اکنون این چرخ کبود، از روی میل و رغبت فرمانبردار حافظ است زیرا به درِ دولتسرای شما پناه آورده است.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب