غلام نرگس مست تو تاجدارانند

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 7 آذر, 1394 / بدون نظر

غلام نرگس مست تو تاجدارانند///خراب باده لعل تو هوشیارانند

تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز///و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند

ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر///که از یمین و یسارت چه سوگوارانند

گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین///که از تطاول زلفت چه بی‌قرارانند

نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو///که مستحق کرامت گناهکارانند

نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس///که عندلیب تو از هر طرف هزارانند

تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من///پیاده می‌روم و همرهان سوارانند

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن///مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد///که بستگان کمند تو رستگارانند

معاني لغات غزل:

نرگس: ( استعاره) چشم معشوق ، چشم خماري .

تاجدراران:شاهان، آنان كه كلاه دوازده ترك درويشان را كه تاج نام دارد بر سر مي گذارند، كنايه از صوفيان .

خراب: مست ، مست از پاي در آمده .

لعل: ( استعاره) از لب معشوق

هوشياران: غير مستان، بيداران و آگاهان .

غماز:خبر چين، نمّام ، سخن چين.

زلف دوتا: موي سر كه به دوقسمت به يكطرف صورت راست وچپ فرو افتاده باشد، زلف خميده كه به دوطرف صورت به پايين ريخته شده باشد.

يمين :جانب راست

يسار: جانب چپ

تطاول:تجاوز، گردن كشي كردن، دراز دستي ريا، ظلم وجور و تعدّي ، تصرف ناحق.

كرامت:بخشش.

عارض:چهره .

هزارانند :هزاران نفرند.

پي خجسته : خجسته پي ، مبارك قدم ، فرخ پي.

صومعه:ديرراهب و در اينجا كنايه از خانقاه است.

سياه كاران :بدكاران،ر ستمكاران، گناهكاران

خلاص:آزاد و، رها شده.

معاني ابيات غزل:

(1) تاجداران شايسته اينند كه غلام چشم مست و خماري تو باشند و مردم هوشيار اين شايستگي را دارند كه از شراب لب لعل مانند تو مست و خراب مي شوند.

(2) باد صبا ( با پراكندن بوي زلفت) درباره تو خبرچيني كرد و من را اشك چشم رسوا ساخت و گرنه عاشق و معشوق را از نگهدار يكديگرند.

(3) آنگاه كه زير خرمن زلف دو طرفه خود گذر مي كني، نگاه ( به دو طرف خود) بيندازو ببين كه چگونه از طرف راست و چپ تو مردم، برايت بي قراري مي كنند.

(4) مانند نسيم صبا بر بنفشه زار بگذر تا بنگري كه از تعدي و تجاوز زلف تو تا چه حد سوگوراني سر بر زانو دارند.

(5) اي خداشناس! دست از من بدار و بدان كه بهشت قسمت ماست و اين گناهكارانند كه استحقاق بخشش خداوند را دارا هستند.

(6) نه تنها من به شوق گل چهره تو غزلسرايي مي كنم كه از طرف كه بنگري هزاران بلبل نغمه خوان تواند.

(7) اي خضر مبارك قدم تو مرا دستگيري و ياوري كن كه من پياده مي روم. همراهان سواره اند.

(8) به ميخانه سري بزن و با نوشيدن شراب صورت خود را گلگون كن با خانقاه پا مگذار كه آنجا تباهكاراني چند گرد هم جمعند.

(9) خدا كند كه حافظ از آن زلف پر پيچ وتاب رهايي نبايد، چرا كه آنهايي كه در كمند تو بسته و اسيرند رستگاران واقع اند.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب