گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 26 آذر, 1394 / بدون نظر

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است///سلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب///در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلال است ولیکن///بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است///چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

در مجلس ما عطر میامیز که ما را///هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است

از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر///زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است

تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است///همواره مرا کوی خرابات مقام است

از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است///وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز///وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است

با محتسبم عیب مگویید که او نیز///پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی///کایام گل و یاسمن و عید صیام است

معانی لغات غزل:

بر: کنار، پهلو.

معشوق: معشوقه، طرف عشق، دلدار.

ماه رخ: صورت چون ماه (اضافه تشبیهی)

تمام: کامل، صورت ماه در شب چهاردهم.

سرو گلندام: بلند بالای ظریف وزیبا، سر و قد لطیف اندام.

قول: آواز.

نغمه چنگ: صدای چنگ.

گردش جام: چرخش جام شراب، به دور درآمدن جام در مجلس شراب.

عطرآمیختن: کنایه از عطر زدن و پخش عطر در فضا

چاشنی: مزه خوش وشیرین، کنایه از خوراک خوشمزه‌یی که با شراب میل می‌شود.

کام: آرزو، مراد، دهان.

مقیم: ساکن.

مقام: جایگاه، اقامتگاه.

مرا نام زننگست: شهرت و اعتبار من از بدنامی است.

مرا ننگ زنامست: از شهرت و اعتبار ننگ دارم.

سرگشته: آواره، دربه‌در.

نظرباز: کسی که از دیدن روی زیبا و زیبارویان لذت می‌برد و بدون انگیزه شهوانی درمظهر جمال غیبی غرق تفکر می‌شود، جمال‌پرست.

محتسب: ناهی از منکر، مأمور مبارزه با منکرات.

عیش مدام: لذت همیشگی

 

معانی ابیات غزل:

(۱) گل در کنار و شراب در دست و معشوق دلخواه در اختیار؛ در چنین روزی پادشاه بنده من است.

(۲) بگویید امشب شمع به مجلس ما نیاورند که چهره نورانی دوست به مانند ماه شب چارده در آن می‌درخشد.

(۳) هرچند در مذهب و طریقه ما شرب شراب مباح می‌باشد، اما نوشیدن آن در غیاب تو ای رعنای زیبارو حرام و ناگوار است.

(۴) تمام هوش و گوشم برآواز نی و آهنگ موزون چنگ و چشمم بر لبهای میگون و گردش جام شراب دوخته شده است.

(۵) در مجلس ما عطرافشانی مکن که مشام ما از بوی خوش گیسوان تو معطر است.

(۶) از طعم خوش قند و شکر سخن به میان میاور که از لب شکرین تو کام شیرین است.

(۷) تا غم عشق تو به مانند گنجی در دل خراب من جای خوش کرده است پیوسته اوقاتم در کنج میخانه می‌گذرد.

(۸) مرا از ننگ چه می‌ترسانی که شهرت و اعتبار من از بدنامی است و از خوشنامی چه می‌پرسی که من از شهرت و نیکنامی ننگ دارم.

(۹) ما مردمانی می‌خواره و آواره و رند و جمال پرستیم و کیست که در این شهر به مانند ما نباشد.

(۱۰) حال نامناسب ما را به محتسب گزارش نکنید که خود او هم پیوسته به دنبال عیش و شادکامی است.

(۱۱) حافظ! فصل، فصل گل و یاسمن و مقارن با عید رمضان است. یک لحظه، بی‌می و معشوق به سر مکن.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب