در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 25 بهمن, 1394 / بدون نظر
Hafez2

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد///حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار///کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند///موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم///شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

ای عروس هنر از بخت شکایت منما///حجله حسن بیارای که داماد آمد

دلفریبان نباتی همه زیور بستند///دلبر ماست که با حسن خداداد آمد

زیر بارند درختان که تعلق دارند///ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان///تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد

معنی ابیات غزل:

 ١ -در هنگام نماز به ياد خم ابروان تو افتادم و دچار حالتى شدم كه محراب نماز،از حال من فريادبرآورد.[به محراب، شخصيت بخشيده و چنين تصور مى‌كند كه محراب-كه تنها تماشاگر شاعر، در هنگام نماز است-از ديدن حال او فرياد شگفتى مى‌كشد!]

 ٢ -اكنون ديگر از من صبر و دل و هوش انتظار نداشته باش؛ زيرا آن تحمل و بردبارى كه پيش از اين در من ديده‌اى، همه بر باد رفته است.

 ٣ -شراب صاف شد و پرندگان در چمنزار سرمست شدند و فصل عاشقى و كارهاى اساسى‌ فرا رسيد. [كار به بنياد،يعنى كار استوار و داراى پايه و اساس كه مقصود همان كار عاشقى است.]

 ۴ -از اوضاع جهان بوى بهبود به مشامم مى‌رسد.گل با خود شادى آورده و باد صبا نيز شادمان‌ شده است.

5-اى عروس هنر، از بخت خود شكايت مكن، حجله‌ى حسن خود را بياراى كه اينك داماد تو آمده است. [هنر و فضيلت را كه تا كنون مورد بى‌توجهى و بى‌مهرى بوده به عروسى مانند كرده كه از بخت خود گله‌مند است. مقصود از داماد، خريدار هنر است.مى‌گويد:اكنون هنر خريدار پيدا كرده است، پس جاى شكايت نيست. حجله‌ى حسن در مصراع دوم نيز تشبيه است. حسن خود را مانند حجله‌اى‌آراسته كن!]

 ۶ -گياهان و درختان-مانند زيبارويان دل‌فريب-خود را آراسته‌اند؛ فقط دلبر ماست كه با زيبايى‌ بكر و خداداد خود جلوه‌گرى مى‌كند.

 ٧ -درختان، به سبب دل‌بستگى به ميوه‌ى خود، همه زير بار هستند؛ خوش به حال سرو كه از بار غم دل‌بستگى آزاد است.[به درختان شخصيت بخشيده و ميوه داشتن آن‌ها را نشان دل بستگى وتعلق خاطر آن‌ها مى‌داند و به سبب اين دلبستگى بايد بار ميوه را تحمل كنند، اما سرو در اين ميان ازبار تعلق آزاد است چون ميوه ندارد.]

 ٨ -اى مطرب، غزل شيوايى از سروده‌هاى حافظ را بخوان تا من به ياد روزگار شادى و نشاط، گريه كنم![نسخه‌ى خانلرى به جاى بگويم، بگريم ضبط كرده كه به لحاظ ارتباط معنايى اجزاى‌جملات بيت، درست‌تر است و ترجيح دارد؛ زيرا كه معمولا انسان به خاطر شادى‌هاى از دست رفته‌متأثر مى‌شود و مى‌گريد.]

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب