ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 29 بهمن, 1394 / بدون نظر
Hafez2

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت//درده قدح که موسم ناموس و نام رفت

وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم///عمری که بی حضور صراحی و جام رفت

مستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودی///در عرصه خیال که آمد کدام رفت

بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد///در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت

دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید///تا بویی از نسیم می‌اش در مشام رفت

زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه///رند از ره نیاز به دارالسلام رفت

نقد دلی که بود مرا صرف باده شد///قلب سیاه بود از آن در حرام رفت

در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود///می ده که عمر در سر سودای خام رفت

دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت///گمگشته‌ای که باده نابش به کام رفت

معاني لغات غزل:

صيام: روزه

در ده: بده، عطا كن، توزيع كن.

قدح: كاسه بزرگ.

موسم: فصل، هنگام.

ناموس: آبرو پاكدامني، احكام الهي، قانون و آيين.

نام: كنايه از شهرت.

قضا كردن: به جا آوردن، جبران كردن، ادا كردن.

بي‌خودي: بي‌خبري، بي‌اختياري.

عرصه: ميدان، پهنه، فضا وساحت، فراخنا.

بربوي: به اميد اينكه.

مصطبه: سكو، سكوي نشيمن محوطه ميخانه.

مشام: بيني.

سلامت نبرد راه: راه به سلامت نبرد، به خوبي به پايان نرسانيد، نجات نيافت، رستگار نشد.

دارالسلام: كنايه از بهشت است.

نياز: فروتني، خاكساري، احتياج.

نقد: پول رايج.

قلب سياه: سكه تقلبي سياهرنگ.

در حرام رفت: در راه حرام رفت، در راه حرام خرج شد.

تاب توبه: آتش توبه.

سوداي خام: خيال خام، تصورات ناسنجيده.

ره نيافت: راه خير وصلاح را پيدا نكرد.

معاني ابيات غزل:

(1) ماه رمضان سپري شد. ساقي شراب در كاسه بزرگ ريخته بياور كه فصل تظاهر به امور شرعي و كسب نيكنامي گذشت.

(2) اوقات عزيزي از دست رفت. حالي بيا تا عمري را كه بدون حضور تنگ شراب و جام مي ناب به سر برديم قضا و جبران كنيم.

(3) تاكي مي توان در آتش توبه سوخت؟ مي بياور كه عمر برسر تصورات موهوم به هدر رفت.

(4) چنان مستم كن كه در عالم بي خودي، يادي از آيندگان و روندگان عالم خيال در ذهن و خاطره من باقي نماند.

(5) (در اين مدت) به اميد اينكه از جام تو جرعه يي به ما برسد هرصبح و شام بر روي سكوي ميخانه (محروم از باده) ترا دعا كرديم.

(6) دل را كه در اين مدت برايش رمقي از حيات نمانده بود وقتي از نسيم مي بويي به مشامش رسيد جاني دوباره يافت.

(7) زاهد به سبب تكبر ناشي از عبادت خود به رستگاري دست نيافت. رند از راه فروتني و نياز سرشتي خود به بهشت رفت.

(8) سكه دلي كه داشتم در راه شراب خرج شد. اين سكه سياه تقلبي بود و بدين سبب در راه حرام از دست رفت.

(9) ديگر حافظ را پند و اندرز مده كه راه گم كرده اي كه به شراب دست يافت، نمي تواند راه بازگشت بيابد.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب