معاشران گره از زلف یار باز کنید

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 19 بهمن, 1394 / بدون نظر

معاشران گره از زلف یار باز کنید///شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند///و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند///که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد////گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است///چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

نخست موعظه پیر صحبت این حرف است///که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق///بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

وگر طلب کند انعامی از شما حافظ///حوالتش به لب یار دلنواز کنید

معانی لغات غزل:

معاشران: یاران معاشر، هم نشینان.

گره از زلف یار باز کنید: گیسوی بافته شده یار را باز کنید .

شبی خوش است : زلف سیاه شب مانندی دلپذیر است،شب در اینجا صفتی برای زلف یار است و به هیچوجه معنای شب (در مقابل روز )را نمی دهد.

قَصَّه :موی پیشانی (فرهنگ دهخدا)

قِصّه:حال ،کار و با لفظ پرداختن و کردن و… مستعمل است(فرهنگ دهخدا)

حضور:گردهمایی،جمعیت خاطر

خلوت :جای خالی از اغیار و در اصطلاح صوفیه محادثه سر،است با حق به نحوی که غیر مجال نیابد (حیث لااحدولا ملک)از فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی دکتر سید جعفر سجادی

اُنس :الفت ،آمیزش

حضور خلوت انس: گردهمایی در گوشه خاطر جمع فراهم است.

واِن یکاد:آیه ۵۱ سوره قلم

فراز کنید : باز کنید ببندید (هر دو معنا را افاده کنید)

رُباب : ساز رشته یی که ویولن صورت تکمیلی امروز است.

چنگ : ساز سر خمیده با تارهایی از ابریشم و سیم از اختراعات ایرانیان قدیم که با انگشتان در حالت ایستاده نوازند و در نوع تکمیلی که تعداد سیم ها تا ۱۷ عدد رسید و به موازات زمین و با دو دست نواخته می شده است.

گوش هوش : گوش دل و جان -در کمال هوشیاری گوش فرا داشتن

پرده شما ندرد : پرده دری درباره شما نکند ،شما را رسوا نسازد ،شما را سرآوازه و رسوا نکند.

غم : در اینجا مقصود غم عشق است.

اعتماد : تکیه کردن بر کسی ،پشت دادن به عمود و ستونی ،اتکا بر کسی ،استظهار،پشت گرمی و توکل

کارساز : کنایه از خداوند

نیاز:درخواست و تمنا ،خواهش و آرزومندی

موعظه : اندرز و پند

پیر صحبت : مرشد و پیر راهنما ،راهنمای آزموده در امر معاشرت

مصاحب :هم صحبت ،معاشر ،دوست ،هم نشین و همدم

ناجنس : رذل و فرومایه

نمرده : هنوز که نمرده است

فتوی :رای فقیه و حکم شرعی

نماز:مقصود نماز میت است

انعام : دهش،بخشش

معانی لغات غزل:

(۱) رفقا-همنشینان، گیسوی به هم بافته یار را از هم بگشایید. این گیسو به مانند شب دلنوازی است، با این کار آن را طولانی سازید.

(۲) در گوشه یی خاطر جمع، ملاقات صورت گرفته و دوستان همگی گرد هم آمده اند. آیه چشم زخم و اِن یکاد … بخوانید و در را از پشت ببندید.

(۳) رباب و چنگ با صدای بلند میگویند که پیغام عارفان را از دل و جان بشنوید.

(۴) سوگند به جان دوست که اگر به لطف خداوند تکیه کرده و پشت گرم باشید، غم عشق شما را سرآوازه و رسوا نخواهد کرد.

(۵) عاشق و معشوق به یک حال و روز نیستند و با هم فرق زیادی دارند. هر گاه یار ناز کرد شما نازش را بخرید.

( ۶) اولین سفارش و اندرز پیر می روش این است که از هم نشین فرومایه دوری گزینید.

(۷) اگر کسی در این جمع دلش به برکت عشق زنده نیست، در همین حال که نمرده به دستور و کم شرعی من بر او نماز میّت بگذارید.

(۸) و اگر حافظ از شما درخواست بخششی دارد او را به لب یار دلنواز حواله دهید.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب