دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 24 اسفند, 1394 / بدون نظر

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود///تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت///تدبیر ما به دست شراب دوساله بود

آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت///در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود

از دست برده بود خمار غمم سحر///دولت مساعد آمد و می در پیاله بود

بر آستان میکده خون می‌خورم مدام///روزی ما ز خوان قدر این نواله بود

هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید///در رهگذار باد نگهبان لاله بود

بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح///آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود

دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه///یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود

آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر///پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود

معاني لغات غزل:

تعبیر رفت: تعبیر شد.

کار به دولت حواله بود: کار وزندگی در جهت دولت و اقبال پیش می رفت.

شراب دوساله : شراب کهنه ورسیده که قدما آن را به دستور طبیب برای مدوای پاره ییاز بیماریها به جای داروی مقوی مصرف می کردهاند.

تدبیر: چاره ، راه بهبودی.

نافه : ماده معطره زیر شکم آهوان نر سرزمین خطا و ختن و تاتارستان.

نافه مراد:(استعاره تشبیهی) نافه آرزو ، مراد و آرزو به نافه معطر تشبیه شده یعنی آرزو مرادی که مانند کیسه مشک دلپذیر است.

کلاله:کاکل، موی مجعدو پیچیده.

مشکین کلاله:کاکل مشکین ، موی مجعد مشکین سیاهرنگ.

از دست برده بود : از حال عادی بیرون برده بود.

خمار غم: اندوهی شبیه به خماری ، گرفتگی و دردسر ناشی از غم واندوه.

خون می خورم مدام: دائم رنج و غم واندوه می کشم.

نواله: لقمه خوراکی که برای گذاشتن در دهان آمده شده باشد، لقمه و گلوله خوراکی مخصوص دام ها و شتر که قبلاً آماده شد و در سر موقع به دهان حیوان می گذراند.

مرغ سحر: بلبل.

سفینه: جُنگ، دفتر مجموعه اشعار، دیوان.

رساله: جزوه، کتابچه ، مقاله ( حاوی مسائل مذهبی ).

غزاله: بچه آهوی ماده، آهو بره که هنوز شیر خوار است.

تندحمله:حمله کننده سریع و چابک.

معانی ابیات غزل:

(1) در رویای شیرین دیدم که پیاله شرابی در دست دارم، چنین تعبیر کردند که دولت و اقبال به من روی می آورد.

(2) چهل سال درد و رنج کشیدیم و سر انجام چاره و علاج ما در دست شراب کهنه چهل دو ساله بود.

(3) آن نافه مشکین آرزوی دلپذیری که دسترسی به آن را از بخت خود آرزو داشتم، در چین و شکن زلف آن محبوب کاکل مشکین بود.

(4) سحرگاهان، درد سر ناشی از غم و اندوه مرا از پای در آورده بود. خوشبختانه مقداری شراب در پیاله باقی مانده بود.

(5) در پشت در میکده پیوسته کار من محروم، خوردن غم وغصه است بهره ما از سفره کرم روزی دهنده این لقمه بود.

(6) حال آن کس که بذر مهر و محبت در دلب نکاشت و از آن گلزار، گلی نچید به آن ماند که در برابر تند باد، از گلبرگ های لاله نگهبانی کند!

(7) بامدادان به هنگامی که بلبل به نواخوانی مشغول بود، گذارم به سوی باغ و گلشن افتاد.

(7) در یافتیم که یک بیت از دیوان شعر دلکش حافظ در ستایش شاه سروده بود از صد رساله ( مذهبی بهتر بود)…

(8) آن شهریار سبک تازِ غافلگیر کننده خورشید برج اسد در روز پیکار در برابر او چون بچه آهویی درمانده بود.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب