صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ چهارشنبه, 5 اسفند, 1394 / بدون نظر
Hafez2

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد///بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد

بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه///زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد

ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان///دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت///و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد

ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم///زان چه آستین کوته و دست دراز کرد

صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت///عشقش به روی دل در معنی فراز کرد

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید///شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد

ای کبک خوش خرام کجا می‌روی بایست///غره مشو که گربه زاهد نماز کرد

حافظ مکن ملامت رندان که در ازل///ما را خدا ز زهد ریا بی‌نیاز کرد

معانی لغات غزل:

صوفی : پشیمینه پوش ، پیرو طریقه تصوف که خود را مالک هیچ چیز نمی داند و مالک اصلی را خدا می داند اما از آنجا که در دوره حافظ تعداد زیادی افراد ریا کار متظاهر در لباس متصوفه در آمده بودند حافظ با انتقاد از صوفی مردم را از فریب آنها بر حذر می دارد و منظور او صوفیان ریا کاری است که در هر عصر و زمان پیدا می شوند.

دام: تله ،بند

حقه: ظرف کوچک که در آن جواهر واشیاء قیمتی گذارند، صندوقچه کوچک ، درج ، جعبه کوچک از لوازم کار شعبده بازان که از آن اشیاء شگفت آور بیرون می آورند .

سر حقه باز کرد : سر ظرف و جعبه یی که درون آن وسایل شعبده بازی بود باز کرد.

بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد: حیله وترفند را با دهر و فلک حقه باز بنا نهاد.

بشکندش بیضه در کلاه : کنایه از مفتضح شدن ، رسوا شدن ، آشکار شدن نیرنگ و حیله شخص نیرنگ باز .

عرض شعبده : آغاز نیرنگ بازی و شروع به شعبده بازی..

اهل راز : آنها که رموز و تصوف و کشف و کرامت آگاهی دارند.

شاهد رعنای صوفیان : معشوق و محبوب بلند بالا ، کنایه از ذات پرودگار.

مطرب : موسیقی دان.

ساز: آلات وادوات موسیقی.

بازگشت: در اصطلاح موسیقی فرود آمدن از لحنی به لحن اصلی دستگاه موسیقی است هر چه دستگاه اصلی موسیقی دارای گوشه های مختلفی است و نوازنده پس از نواختن گوشه های دستگاه اصلی در آخر سر به دستگاه اصلی بازگشت می کند.

حجاز: در اینجا به معنای مقام حجاز است که مقام یازدهم از دوازده گانه اصلی است( حافظ و موسیقی)

آستین کوته : لباسی که آستین آن کوتاه است ، کنایه از لباس صوفیان که دارای آستینی کوتاه بود.

دست دراز: کنایه از دست طماع.

صنعت مکن : نیرنگ بازی مکن، تدلیس ودورویی مکن ، حیله گیری.

دَرِمعنی فراز کرد: درِ معنا را بست ، درِ معنا را باز کرد و اینجا به معنای بستن است.

عمل بر مجاز کرد: کار را از روی ریا و تظاهر انجام داد.

رهرو : سالک.

گربه زاهد : گربه عابد اشاره به داستان کَبکَنجیر و گربه متعبد در باب بوم وزاغ از کتاب کلیله ودمنه است که میان خرگوش و کبکنجیر حکم شد و هر دو را با تظاهر به عبادت بفریت و بکشت و بخورد و مولوی نیز در بیت زیر اشاره به همین گربه و داستان کلیله ودمنه دارد:

ست گربه روزه دار اندر صیام خفته کرد خویش بهر صید خام

زهدریا: زهد و دینداری و پارسایی ظاهری که از روی ریا انجام پذیرد.

معانی ابیات غزل:

(1)الف: صوفی دام پهن کرده و سر صندوق حقه را باز نمود و با فلک نیرنگ باز بنای مکر و حیله گری نهاد.

ب: صوفی متظاهر، دام تزویر بگسترد و ناشیانه بنای نیرنگ و فریبکاری را با فلک که خود نیرنگ بازی ماهر است نهاد.

(2) بازی روزگار او را رسوا و بی آبرو خواهدکرد چرا که با آنهایی که به رموز کار آگاهی دارند دست به شعبده بازی زده است.

(3) ساقی بیا ( و باده بده و مارا از خود بی خود کن زیرا ) که نمونه بارز و نمودار واقعی افعال و احوال صوفیان ریا کار، بار دیگر شروع به تظاهر و جلوه گری کرد.

(4) این نوازنده ماهر از کجا آمده که آهنگی در دستگاه عراق نواخت و در دستگاه حجاز فرود آمد؟

(5) ای دل بیا تا از آنچه آن آستین کوتاه و دست دراز کرد به خدا پناه ببریم.

(6) دورویی و ریا کاری مکن، چرا که هر کس در راه دوستی پاکباز نبود، عشق، در مقصود را بروی دل او می بندد.

(7) فردای قیامت که آستانه حقیقت آشکار شود، آن سالک و رهرو ریا کاری که کارش از روی حقیقت نبود شرمنده خواهد شد.

(8) ای کبک خوش رفتار که با ناز می خرامی، فریب این را مخور که گربه عابد شده و نماز می گزارد.

(9) حافظ رندان را سرزنش مکن، چرا که خدواند از روز ازل ما رندان را از زهد و تقوای ریایی بی نیاز و معاف کرد.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب