مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 18 اسفند, 1394 / بدون نظر

مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند///که اعتراض بر اسرار علم غیب کند

کمال سر محبت ببین نه نقص گناه///که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند

ز عطر حور بهشت آن نفس برآید بوی///که خاک میکده ما عبیر جیب کند

چنان زند ره اسلام غمزه ساقی///که اجتناب ز صهبا مگر صهیب کند

کلید گنج سعادت قبول اهل دل است///مباد آن که در این نکته شک و ریب کند

شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد///که چند سال به جان خدمت شعیب کند

ز دیده خون بچکاند فسانه حافظ///چو یاد وقت زمان شباب و شیب کند

معاني لغات غزل:

رندي: بي قيدي و بندي، رجوع كنيد به صفحه 60 رندي حافظ و صفحه 151 .

فضول: ياوه گو ، كسي كه خودسرانه در امر ديگران مداخله كند ( در زبان عربي فضول به معناي ياوه گو يي و فضولي به معناي ياوه گوست ودر زبان فارسي در ست بر خلاف آن متداول است. (دهخدا) .

اعتراض: مخالفت ، ايراد و نكته گيري ، عيب جويي ، خرده گيري.

علم غيب: دانش الهي ، احوال غيبي ، دانشي كه از اسرار مخفي و ازلي خبر دهد .

كمال: تماميت ، تمام شدن ، تمام و در اصطلاح فلاسفه : آنچه تماميت شيء به آن است كه كمال آن شيء مي نامند.

سرّ محبّت: راز عشق، غليان دل در مقام اشتياق به لقاء محبوب ( ر- ذوالنور)

نقص : كاستي ، نقصان .

نقص گناه: كاستي و نقصي كه در اثر گناه در شخص پيدا مي شود .

حورِ بهشت: زن بهشتي سياه چشم ، حوريه .

عبير :ماده يي كه از تركيب مشك و گلاب و چند ونوع مواد معطر ديگر تهيه مي شود .

جِيب: گريبان ، يخه پيراهن .

چنان زند: چنان به يغما ببرد.

ره اسلام: آن چنان دين و ايمان اسلامي را به يغما ببرد.

غمزه :كرشمه وناز و ادا و اطوار .

اجتناب : دوري ، پرهيز .

صهبا: شراب انگوري .

صُهَيب : يكي از صحابه حضرت رسول اكرم ( ص) كه به زهدو پارسايي مشهور بوده و تقوا و عفت ذاتي او ضرب المثل است . او در سنه 36 قبل از هجرت متولد و در سال 32 بعد از هجرت وفات يافت .

اهل دل:مردم صاحبدل، اهل دل كسي است كه هر چه دل اراده و تمايل به آن بايد او نيز بدان بگرود ، مانند اهل بصيرت واهل نظر كه ذوق و شناخت زيبايي را از راه علم نظرو زيبايي شناسي دار هستند .

رَيب : شك وترديد.

شبان وادي ايمن: كنايه از حضرت موسي كه دربياباني در جانب راست كوه طور به شباني مشغول بوده ونداي حق تعالي را در آنجا شنيد.

شُعيب: پدر زن حضرت موسي كه خود نيز پيامبر بود و موسي قبل از رسالت ، شبان گوسفندان بود .

زمان شباب : زمان جواني .

شيب : پيري .

معنی ابيات غزل:

(1) آن ياوه گويي كه راز دانش الهي و نصيبه ازلي را منكر است به رندي و عاشق پيشگي من خرده مي گيرد.

(2) محبت راستين را كه در سر حد كمال است بنگر نه كاستي هاي حاصله از گناه را، چرا كه هر كس بي هنر باشد به عيب مي نگرد.

(3) آن زمان از عطر حوري بهشتي بوي خوش بر مي خيزد كه خاك ميخانه ما را به مانند عبير در گريبان خود نهد.

(4) ناز وكرشمه ساقي آنچنان راهزن پرهيزكاري و ايمان اسلامي است كه شايد تنها صَهَيب قادر باشد كه از باده نوشي بپرهيزد.

(5) كليد گنج سعادت، پذيرفتگي در پيشگاه صاحبدلان استو مبادا كسي در اين نكته ظريف ترديد كند.

(6) موسي، اين چوپان بيابان اَيمن وقتي به مردا دل خود مي رسد كه از دل و جان چند سال به شعيب خدمت كند.

( 7) سرگذشت حافظ آنگاه كه به چونگي روزگار جو اني وپيري مي پردازد، خون از ديدگان جاري مي كند.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب