مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 13 اسفند, 1394 / بدون نظر
Hafez2

مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق///گرت مدام میسر شود زهی توفیق

جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است///هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم///که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق

به مامنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت///که در کمینگه عمرند قاطعان طریق

بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام///حکایتیست که عقلش نمی‌کند تصدیق

اگر چه موی میانت به چون منی نرسد///خوش است خاطرم از فکر این خیال دقیق

حلاوتی که تو را در چه زنخدان است///به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق

اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب///که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق

به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام///ببین که تا به چه حدم همی‌کند تحمیق

معانی لغات غزل:

مقام : جا، مکان .

اَمن : آسوده، راحت، بی خطر.

بی غَش : صاف، زلال، بی دُرد، بی آلایش، بی تقلّب، خالص.

شفیق : مهربان .

مُدام : 1- شراب، 2- همیشه، دائم.

میسر شدن : به آسانی فراهم شدن .

زهی : (شبه جمله) خوشا.

توفیق : کامیابی .

نُکته : مضمون، معنی .

تحقیق : بررسی، مطالعه، تسجیل.

کیمیا : جوهری که به تصوّر قدما مس را به طلا مبدّل می کرده است.

کیمیای سعادت : عامل دسترسی به سعادت و خوشبختی، نام کتاب معروف غزّالی.

رفیق : دوست دمساز، یار موافق.

اهل دل : محرم دل، همدل و همدرد، عارف.

دلالت : راهنمایی .

دلالت خیر : راهنمایی صحیح و درست.

لعلِ نگار : لب لعل مانند معشوق.

خنده جام : دیدارِ دهانِ خندانِ جام و پیاله.

تصور : فکر و خیال، تجسم فکر و خیال در ذهن.

تصدیق : تأیید، گواهی بر صحّت و درستی.

مویِ میان : (اضافه تشبیهی) میان یعنی کمر، به مو تشبیه شده.

به چون منی : به شخصی چون من.

خاطر : دل، آنچه در دل می گذرد.

خیال دقیق : خیال نازک و باریک، خیال ظریف.

حلاوت : شیرینی.

چَهِ زنخدان : چاه زنخدان، گودی چانه، فرورفتگی چانه.

عمیق : ژرف.

عقیق : نوعی از احجار کریمه که به رنگ قرمز روشن است و از آن نگین انگشتری می سازند.

مُهرِ خاتَم : نگین انگشتری از جنس عقیق که بر روی آن نام اشخاص را کنده و حک کرده و به جای مُهر امضاء به کار می برده اند.

مُهر خاتم لعلِ تو : نگین عقیق انگشتریِ لب لعل تو.

طبع : قریحه، قریحه شاعرانه.

تحمیق : نسبت احمقی به کسی دادن، کسی را احمق فرض کردن.

معانی ابیات غزل:

1) خوشا به سعادتت اگر پیوسته برای تو جای آسوده و شراب ناب و یار موافق فراهم و در دسترس باشد.

2) هزار بار من این موضوع را بررسی کرده ام که هم دنیا، هم کار دنیا، هیچ و در مجموع هیچ در هیچ است.

3) دردا و حسرتا که تا این لحظه نفهمیده بودم که رفیق، عامل خوشبختی است. رفیق!

4) عارفی همدل و همدرد کجاست تا ما را به راه خیر و صلاح راهنما باشد. چرا که ما به هیچ وسیله به دوست راه و دسترسی پیدا نکردیم.

5) این سخن بشنو که توبه از لب لعل فام معشوق و دیدار دهان باز و خندان پیاله شراب، فکر و خیالی است که عقل آن را کار درستی به حساب نمی آورد.

6) هرچند کمر باریک چون موی تو، در دست آدمی مثل من قرار نمی گیرد اما دلم به این خیال ظریف خوش است.

7) شیرینی یی در گودی سیب زنخدان تو است که اندیشه های عمیق قادر به رسیدن به ژرفای آن نیستند.

8) شگفت آور نیست اگر اشک خونین من به رنگ عقیق درآمده است، چراکه نگین انگشتری لب لعل تو نیز به همین رنگ است.

9) با لبخند تمسخرآمیز! گفت که ای حافظ من بنده طبع لطیف و قریحه شاعرانه تو هستم. ببین که چگونه من را ساده و احمق تصور کرده است!

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب