آن کس که به دست جام دارد

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 21 فروردین, 1395 / بدون نظر

آن کس که به دست جام دارد///سلطانی جم مدام دارد

آبی که خضر حیات از او یافت///در میکده جو که جام دارد

سررشته جان به جام بگذار///کاین رشته از او نظام دارد

ما و می و زاهدان و تقوا///تا یار سر کدام دارد

بیرون ز لب تو ساقیا نیست///در دور کسی که کام دارد

نرگس همه شیوه‌های مستی///از چشم خوشت به وام دارد

ذکر رخ و زلف تو دلم را///وردیست که صبح و شام دارد

بر سینه ریش دردمندان///لعلت نمکی تمام دارد

در چاه ذقن چو حافظ ای جان///حسن تو دو صد غلام دارد

معانی غزل:

جام : ساغر.

سلطانی جم : پادشاهی جمشید ، شاه باستانی که در افسانه ها به فرمانروایی عادل . مردم دوست شهرت دارد. مدام : پیوسته ، شراب و در اینجا به معنای همیشه است.

آبی که : آب حیاتی که.

خضر : منظور خضر ، یکی از انبیاء بنی اسرائیل است که به چشمه آب حیات دست و با نوشیدن آن به قولی به عمر جاودانی دست یافت و یا مدتی مدیدعمر کرد . سبب نام او به خضر این است که چون از کنار درخت خشکی می گذشت آن درخت سبزو خرم شد .

….که جام دارد:….که در جام موجود است.

سر رشته: سرِنخ ، اختیار

..به جام بگذار: به جام شراب بسپار.

از او نظام دارد: از او سر وسامان و نظم و ترتیب دارد..

ما ومی : ما با می سرو کار داریم. (وَ) حرف ربط و به معنای (با) است.

و زاهدان و تقوی: و زاهدان با تقوی سرو کار دارند.

سرکدام دارد: میل به کدام دارد، به کدام التفات دارد.

دردَور: در زمانه.

بیرون از: غیراز، به جز.

ذکر: یادآوری،

ورد: سخن و شرح دعا.

بر سینه ریش درد مندان : برسینه زخم دار دردمندان عشق.

چاه زنخ : گودی ذِقَن ، سبب زنخدان

معانی ابیات غزل:

(1) کسی که در کف، جام می دارد، برای همیشه مقام پادشاهی جمشید را در اختیار دارد.

(2) آب حیاتی را که خضر از آن به زندگانی دست یافت، در میکده و درجام شراب بیاب.

(3) اختیار جان خود را به دست جام بسپار، زیرا این جام می تواند به زندگیت سرو سامان بخشد.

(4) سرو کار ما با می و زاهدان با زهد و تقوی است تا ببینیم یار به کدام یک گرایش دارد.

(5) کسی که در دور و زمانه به کام دل خود رسیده، جز این نیست که از لب تو کام بر گرفته است.

( 6) نرگس فریبنده همه راه و روش های مستی را از حالت چشم زیبایی تو به وام گرفته است.

(7) هر بامداد و شامگاه، بر زبان دلم، وصف زیبایی های چهره و زلف تو به مانند وردی جاری است.

(8) بر زخم سینه دردمندان عشق تو، لعل لبت ( نه مرهم که ) نمک پاش کاملی است.

(9) ای جان من! روی زیبای تو، در گودی سبب زنخدان خود دو صد غلام مانند حافظ را در بند دارد.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب