بانو در شاهنامه

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 1 فروردین, 1395 / بدون نظر

حضرت فردوسی در شاهنامه، بالاترین ارزش ها را بر خرد نهاده و خردمند را پیروز میدان زندگی می داند. بانوان برگزیده در شاهنامه دارای صفات نیکوی بسیارند، در ایشان نیکویی روی و خوی، وقار، متانت، وقا و شجاعت اصل وجودی است و خرد که هدیه خاص اهورامزدا به انسان است، جایگاه خاص دارد. بانوی ایرانی از کودکی خردمند پرورانیده می شود تا در طول زندگانی از آن بهره مند گردد. قابل توجه است که در شاهنامه برای بانوی ایرانی صفاتی مانند نجابت و دوری از زشتی و پلیدی زینت نیست؛ زیرا این ها، خود جزیی از وجود و شخصیت و طبیعت و باور زن ایرانی است، نه زینت و زیور او.

شهرناز و ارنواز

شهرناز بانو و ارنواز بانو، دو دختر جمشید شاه و همسران فریدون و مادران سه پسر او، سلم، تور و ایرج هستند که در شاهنامه به ایشان اشاره شده است :

زسالش چو یک پنجه اندر کشید         سه فرزندش آمد گرامی پدید

به بخت جهاندار هر سه پسر               سه خسرونژاد از در تاج زر

به بالا چو سرو و به رخ چون بهار         به هر چیز ماننده ی شهریار

ازین سه، دو پاکیزه از شهرناز               یکی کهتر از خوب چهر ارنواز

آرزو، آزاده، سهی

فریدون پادشاه پیشدادی ایران به روایت شاهنامه ی حضرت فردوسی سه پسر داشت ( همانطور که در فوق توضیح داده ایم) برای ایشان سه دختر پادشاه یمن را به همسری گرفت. از نام سامی ( عربی ) دختران پادشاه یمن در شاهنمامه سخنی نیست و نام های ایرانی را فریدون بر عروسان خود می گذارد، چنانکه حکیم توس در شاهنامه می فرماید :

زن سلم را کرد نام آرزوی         زن تور را نام آزاده خوی

زن ایرج پاک خو را سهی         کجا بد سهیلش به خوبی رهی

همای

همای یا همای چهره آزاد دختر بهمن پسر اسفندبار و سی و دو سال شهبانوی ایران بود، در شاهنامه ی حضرت فردوسی همای زنی توانمند و در حکومت دادگر و مهربان به مردم خود بود و دوران فرمانروایی او با آسایش و آرامش مردم ایران توام بوده است. نام و یاد همای همواره در زمان حکومت وی و پس از آن در نزد ایرانیان با احترام و قدر شناسی همراه بوده است. در تطبیق داستان های شاهنامه با تاریخ ایران باستان، بهمن پادشاه کیانی را اردشیر دراز دست، پسر خشایارشای هخامنشی دانسته اند و همای را بانویی از درون تاریخ این سرزمین، بنای شهر چهر آزادگان یعنی گلپایگان را به او نسبت می دادند.

یکی دخترش بود نامش همای           هنرمند و با دانش و پاک رای

همی خواندندی ورا چهر زاد             زگیتی به دیدار او بود شاد

چو از درد، شاه اندر آمد زپای           بفرمود تا پیش او شد همای

بزرگان و نیک اختران را بخواند       به تخت گرانمایگی بر نشاند

چنین گفت کاین پاک تن چهرزاد   زگیتی فراوان نبودست شاد

سپردم بدو تاج و تخت بلند           همان لشگر و گنج و بخت بلند

ولیعهد من او بود در جهان             هم آن کس که زو زاید اندر نهان

اگر دختر آید ازو گر پسر               ورا باشد این تاج و تخت و کمر

با وصیت بهمن در نزد بزرگان و مرگ او، همای شهبانو و جانشین وی گردید.

به بیماری اندر بمرد اردشیر           زتیمار او دختر دلپذیر

همای آمد و تاج بر سر نهاد           یکی رای آیین دیگر نهاد

سپه را همه سر بر بار داد         در گنج بگشاد و دینار داد

به رای و به داد، از پدر در گذشت همه گیتی از دادش آباد گشت

منبع : پرتوی ایزدی بانو، جایگاه و مقام زن در ایران باستان/ نویسنده ایرج رامتین


دسته بندی شده در : دسته متفرقه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب