خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ جمعه, 13 فروردین, 1395 / بدون نظر
Hafez2

خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم///دل از پی نظر آید به سوی روزن چشم

سزای تکیه گهت منظری نمی‌بینم///منم ز عالم و این گوشه معین چشم

بیا که لعل و گهر در نثار مقدم تو///ز گنج خانه دل می‌کشم به روزن چشم

سحر سرشک روانم سر خرابی داشت///گرم نه خون جگر می‌گرفت دامن چشم

نخست روز که دیدم رخ تو دل می‌گفت///اگر رسد خللی خون من به گردن چشم

به بوی مژده وصل تو تا سحر شب دوش///به راه باد نهادم چراغ روشن چشم

به مردمی که دل دردمند حافظ را///مزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم

معانی لغات غزل:

خیال : تصویر خیالی، صورت خیالی .

گلشن : (اضافه تشبیهی) چشم به گلشن تشبیه شده، باغ چشم .

از پیِ نظر : به منظور تماشا .

روزن : روزنه، شِکاف، دریچه، پنجره .

سزا : سزاوار، لایق، مناسب، درخور .

تکیه گه : تکیه گاه، مسند، جای تکیه زدن و قرار گرفتن .

منظر : جای نگاه کردن، محلّی که از آن به اطراف بنگرند .

مَنم ز عالم و این … : در این دنیا، من هستم و این … .

گوشه معین چشم : گوشه چشم که برای تو معیّن و در نظر گرفته شده .

گنج خانه : گنجیه و محل نگهداری گنج .

گنج خانه دل : گنجینه دل، خزینۀ دل .

مخزن چشم : خزینۀ چشم، خزانه دیده .

نخست روز : اولین روزی .

اگر رسد خِلَلی : اگر خللی به من برسد .

به بوی : به امید، در آرزوی .

شبِ دوش : دیشب، شب گذشته (به حکم ضرورت شعری کلمه شب در شعر گنجانیده شده) .

به مَردمی : سوگند به مردمی، به انسانیت سوگند .

ناوک : تیرهای کوچک، کنایه از مژگان .

ناوک دلدوز : تیرهای دل آزار و دلخراش .

مردم افکن : انسان کُش، از پای درآورنده انسان .

مردم افکن چشم : چشم نیرومندی که انسان را از پای در می آورد .

معانی ابیات غزل:

۱) آنگاه که در عالمِ خیال، تصویر تو در گلزار چشم مصوّر می شود، دل برای دیدن آن به کنار دریچه چشم می آید.

۲) دیدگاه دیگری را در خور تکیه زدن و نگریستن تو سراغ ندارم. در این دنیا این من و این هم گوشه چشمم که برای تو معیّن شده است.

۳) (به دیدگاه چشم من) بیا که از گنجینه دل، لعل خون و گوهر اشک به خزینه چشم می آورم تا در پایت بریزم.

۴) به هنگام سحر، هرگاه خون جگرم دامنه چشم را فرا نمی گرفت ( و چون سدّی راه را بر اشک نمی بست) اشک پیاپی من سَرِ خرابی داشت.

۵) روز اولی که روی تو را دیدم، دلم می گفت اگر به من آسیبی برسد خونم به گردن چشم هاست.

۶) دیشب تا سحرگاهان، در آرزوی رسیدن مژده آمدن تو (مضطربانه)، چراغ روشن امید چشمم را در راه باد (پیام آور) قرار دادم.

۷) تو را به انسانیت سوگند می دهم که دل دردمند حافظ را با تیر مژگان دلدوز و مردم افکن چشمت از پای در نیاور.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب