مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ جمعه, 27 فروردین, 1395 / بدون نظر
Hafez2

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم///طایر قدسم و از دام جهان برخیزم

به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی///از سر خواجگی کون و مکان برخیزم

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی///پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم

بر سر تربت من با می و مطرب بنشین///تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم

خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات///کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم

گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش///تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم

روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده///تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم

معانی لغات غزل:

مژده وصل : نوید ملاقات

از سر جان برخیزم : دست از جان بکشم، جان را ترک کنم .

طایر قدس : پرنده عالم پاک و منزّه بالا، کنایه از فرشته ومَلَک .

دام جهان : (اضافه تشبیهی) جهان به دام تشبیه شده .

وِلا : دوستی، محبت، مخفف ولاء .

به ولای تو : قسم به دوستی و محبت تو .

خواجگی : سروری، آقایی .

ابر هدایت : (اضافه تشبیهی) هدایت به ابر تشبیه شده .

هدایت : راهنمایی، و در اصطلاح عرفا دلالت برچیزی که آدمی را به مطلوب رساند و پیمودن راهی که به مطلوب انجامد .

باران : در اینجا کنایه از رحمت و فیض حق تعالی است ودر اصطلاح عرفا و صو فیه : امداد غیبی است که از عالم غیب بر ممکنا ت فایض گردد و غلبه عنایات که در احوال سالک حاصل شود .

به بویت : ۱- رایحه ات، ۲- آرزویت .

لَحَد : قبر .

خیز : برخیز، بلند شو.

بالا بنما : قد و بالای خود را نشان بده .

بُت شیرین حرکات : زیبای خوش رفتار .

دست افشان : ۱- دست افشانی و رقص. ۲- دست رَدّ به نشانی ترک نمودن تکان دادن .

تَنگ : با محبت و از روی میل، سِفت و محکم .

نفسی : لحظه یی، یک دَم .

کون و مکان : دنیا و مافیها .

معانی ابیات غزل:

۱) نوید و خبر خوش وصال تو چه زمانی فرا می رسد تا من که پرنده و فرشته عالم پاک بالایم، از زندگی چشم پوشیده و از دام این جهان پرواز کنم.

۲) سوگند به دوستی و محبت تو که اگر مرا غلام و چاکر خود بدانی، از فکر سَروَری بر دنیا و هرچه در آن است دست برمی دارم.

۳) خدایا پیشتر از آنکه این تن خاکی من چون گرد و غباری از عالم هستی برخاسته و ناپدید شود، از ابر راهنمایی بارانی رسانیده و مرا هدایت فرما.

۴) (و تو ای زائر) لحظه یی با باده و رامشگر بر سر خاک آرامگاه من درنگ کن تا با شنیدن بو و در اشتیاق گرویدن به تو، رقص کنان از گودی گور به پاخیزم.

۵) ای زیبای خوش رفتار، از جای برخیز و اندام خود را نشان بده تا در حال رقص و شادی دست از هستی و زندگی بشویم.

۶) هرچند پیر و ناتوانم، شبی مرا با گرمی و محبت در آغوش بفشار تا بامدادان از کنار تو برخاسته جوانی از سر گیرم.

۷) هنگام مردنم لحظه یی (جلوه گر شو و) خود را به بنما تا حافظ وار دست از زندگی ودنیا بشویم.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب