می‌دمد صبح و کله بست سحاب

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 17 فروردین, 1395 / بدون نظر
Hafez2

می‌دمد صبح و کله بست سحاب///الصبوح الصبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخ لاله///المدام المدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیم بهشت///هان بنوشید دم به دم می ناب

تخت زمرد زده است گل به چمن///راح چون لعل آتشین دریاب

در میخانه بسته‌اند دگر///افتتح یا مفتح الابواب

لب و دندانت را حقوق نمک///هست بر جان و سینه‌های کباب

این چنین موسمی عجب باشد///که ببندند میکده به شتاب

بر رخ ساقی پری پیکر///همچو حافظ بنوش باده ناب

معانی لغات غزل

می دمد: طلوع می کند.

کِلّه: پرده، سایبان، خیمه، چادر.

کِلّه بستن: سایبان بستن و خیمه زدن با پارچه های نازک بهاره.

الصّبوح: باده بامدادی، مخفّف اَتونی الصبّوح یعنی باده صبحگاهی را به من ده.

صبوحی: باده یی که صبحگاهان می نوشند.

اصحاب: جمع صاحب، دوستان، یاران.

ژاله: شبنم.

مدام: شراب.

احباب: جمع حبیب، دوستان، یاران.

هان: کلمه تنبیه برای آگاهی دادن.

زُمرُد: مخفّف زمرّد از احجار کریمه سبز رنگ.

تخت زُمرُد: (استعاره) چمن سبز.

راح: شراب قرمز.

افتتح: بگشا، باز کن.

مفتّح الابواب: گشاینده درها.

موسم: فصل، هنگام، وقت.

معانی ابیات غزل:

(۱)سپیده بامدادی در حال دمیدن و ابر خیمه و سایبان زده است ای یاران باده بیاورید! باده بیاورید!

(۲)شبنم بر چهره لاله می چکد. ای دوستان شراب! شراب بیاورید!

(۳)نسیم بهشتی از سوی چمن وزان است، دَم به دَم شراب ناب بنوشید.

(۴)گل سرخ در چمن بر تخت زمرّد نشسته است. شراب آتشین سرخ فام را دریاب.

(۵)در میخانه را دگر بار بسته اند. ای خداوندِ گشاینده درها آن را بگشای.

(۶)لب و دندان تو بر جان ها و سینه های سوخته و کباب شده حقّ نمک دارند.

(۷)در چنین موسم و فصلی شگفت آور است که اینطور با عجله و شتاب در میکده ها را به بندند!

(۸)با نگریستن به روی ساقیِ زیبا و پری پیکر، مانند حافظ باده خالص و ناب بنوش.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب