نگاه پروین اعتصامی به زن

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 2 فروردین, 1395 / بدون نظر
پروین اعتصامی زن

چرا پدر پروین با انتشار اشعار او مخالفت کرد؟

یوسف اعتصامی پیش از ازدواج پروین، با چاپ مجموعه اشعار او مخالف بود و این کار را با توجه به اوضاع و فرهنگ روزگار، نامناسب می دانست. او فکر می کرد دیگران اشعار یک زن جوان را، راهی برای پیدا کردن همسر به حساب می آورند، اما بعد از ازدواج پروین و جدایی از همسرش، به این کار رضایت داد.

به گزارش مهرخانه، رخشنده اعتصامی، معروف به پروین اعتصامی؛ یکی از مشهورترین شاعران زن ایرانی، در روز 25 اسفند 1285 در تبریز متولد شد. او دختر یوسف اعتصامی از شاعران و مترجمان معاصر ایرانی بود که به عنوان نماینده مردم تبریز در مجلس شورای ملی انتخاب شد و هنگامی که پروین 6 ساله بود، به تهران مهاجرت کردند. مهاجرن به تهران و ارتباطات فرهنگی و هنری پدر، باعث شد پروین از کودکی با استادانی مانند دهخدا، ملک شعرا بهار و … معاشرت داشته باشد و از آنها بیاموزد.

زمانی که ” پروین ” نامی دخترانه شد او زبان های انگلیسی و عربی را در منزل زیر نظر پدرش آموخت و پس از آن به مدرسه آمریکایی “ایران کلیسا” رفت و در سال 1303 تحصیلاتش را در آنجا به پایان رساند. رخشنده در اوایل شاعری، تخلص “پروین” را برای خود انتخاب کرد که تا آن زمان نامی مرسوم برای دختران نبود. او بعدها نام شناسنامه ای خود را نیز از رخشنده به پروین تغییر داد و در شعری توضیح داد که پروین، نامی دخترانه است :

مرد پندارند پروین را، چه برخی زاهل فضل                 این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست

رساله “زن وتاریخ” اشعار پروین اعتصامی طیفی از موضوعات را در برمی گیرد که می توان عمده آنها را در قالب مواعظ اخلاقی و موضوعات اجتماعی دسته بندی کرد.

پروین در اشعار خود به نقش و جایگاه زنان نیز توجه ویژه ای دارد و از ابعاد مختلف به مساله زن در جامعه پرداخته است. برای نمونه او نسبت به تحقق حقوق زنان حساس بود و مسایل مربوط به امور زنان باعث شد تا پایان نامه تحصیلی خود را به این مسئله اختصاص دهد. عنوان رساله او “زن و تاریخ” بود.

او در متن رساله ی خود از ظلمی که مرد به شریک زندگی خود می کند و از وضعیت سیاه و پررنج زنان مشرق زمین سخن گفت و شرط رهایی این ملت را تعلیم و تربیت درست زن و مرد اعلام کرد. شعر او با عنوان “زن در ایران” مهم ترین شعری است که او در رابطه با زنان سروده است و در آن به لزوم تعلیم و تربیت زنان اشاره دارد. برخی از ابیات این شعر به شرح زیر است :

زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت زن چه بود آن روزها گر زانکه زندانی نبود

کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد     کس چو زن در معبد سالوس قربانی نبود

در عدالت خانه انصاف ، زن شاهد ندشت     در دبستان فضیلت ، زن دبستانی نبود

داد خواهیهای زن می ماندعمری بی جواب     آشکارا بود این بیداد ،   پنهانی نبود

بس کسان را جامه و چوب شبانی بود ،لیک   در نهاد جمله گرگی بود چوپانی نبود

از برای زن به میدان فراخ زندگی         سرنوشت وقسمتی ،جز تنگ میدانی نبود

نور دانش را ز چشم زن نهان می داشتند       این ندانستن زپستی و گرانجانی نبود

زن کجا بافنده می شد ،بی نخ ودوک هنر     خرمن و حاصل نبود آنجا که دهقانی نبود

میوه های دکه دانش فراوان بود لیک                 بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود

در قفس می آرمید و در قفس می داد جان           در گلستان، نام از این مرغ گلستانی نبود

Telegram.me/WomenDemands


دسته بندی شده در : متفرقه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب