هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 30 فروردین, 1395 / بدون نظر
Hafez2

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک///گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد///وگرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش///زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات///بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم///و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا///لان روحی قد طاب ان یکون فداک

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم///سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند///به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ///که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک

معانی لغات غزل:

اَر : اگر .

قصد : آهنگ، نیت.

امید وصال : آرزوی رسیدن به وصال.

نَفَس نَفَس : لحظه به لحظه، آن به آن (قید زمان).

زمان زمان : دم به دم (قید زمان).

هیهات : (شبه جمله) چه دور است، بعید است، برای بیان تأسف و تحسّر و استبعاد به کار می رود.

حاشاک : (شبه جمله)، هرگز، ابداً، مبادا، از تو دور باد.

تریاک : پادزهر، شیره میوه خشخاش که ابتدا به رنگ سفید و بلافاصله در برابر نور قهوه یی روشن شده و به علت داشتن موادّ مخدّر سبب تسکین درد ناشی از زهر حشرات گزنده در مالش موضعی گزیدگی می شود.

عنان : افسار.

عنان مپیچ : افسار به سوی دیگران مگردان، رو مگردان.

فِتراک : تسمه و دوالی که در عقب زین به آن متصل و بدان لوازم مانند تیردان و یا لاشه شکار می آویزند.

چنانکه تویی : آن طور که واقعاً هستی، آنگونه که هستی.

نظر : نگاه، دیدار، چشم.

بینش : بصیرت .

ادراک : فهم، دریافت مطلب.

مسکنت : فقر و احتیاج، نیاز .

معانی ابیات غزل:

1) به شرط آنکه تو با من دوست باشی، هرگاه هزار دشمن آهنگ کشتن من کنند از آنان بیم و پروا ندارم.

2) آرزوی دستیابی به تو مرا زنده نگاه می دارد و گرنه دوریت هر لحظه مرا به مرگ تهدید می کند.

3) اگر بوی تو را دَم به دم از نسیم نشنوم، لحظه به لحظه مانند گل، گریبان خود را از غم چاک میدهم.

4) آیا چشمان من بر اثر فکر و خیال تو به خواب می رود؟ هرگز! و آیا دل من در دوری تو شکیبایی پیش می گیرد؟ ابداً!

5) (در نزد من) زخم و ضربه یی که تو به من می زنی بهتر از مرهمی است که دیگری بر آن زخم مینهد و زهری که تو به من می خورانی با ارزش تر از پادزهر دیگران است.

6) روی و راهت را از من مگردان که اگر مرا با شمشیر هم بزنی سر خود را سپر تیغ تو کرده و دست از بند فتراک زین تو برنمی دارم.

7) هر دیده یی، تو را آنطور که واقعاً هستی، نمی تواند ببیند و بشناسد. دریافت و فهم هرکسی از تو به اندازه و میزان بصیرت اوست.

8) آن زمان حافظ در چشم مردمان عزیز و گرامی می شود که روی نیاز و فروتنی بر خاک درگاه تو بر زمین نهد.

تعبیر غزل:

از دوست شفیق خود به خاطر هم پا بودن با شما تشکر کنید. این امید است که شما را زنده نگه داشته ولی گاهی طاقت از کف داده و خواب و خوراکتان را می گیرد. زخم زبان به کسی نزن تا خودت همیشه از زخم زبان در امان باشی. از دانش خود برای رسیدن به مقصود استفاده کن تا به منظوری که می خواهی برسی.

منبع: مستانه دات آی آر و 1دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب