تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 21 اردیبهشت, 1395 / بدون نظر

تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم///تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سپرم

چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست///بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم

بر آستان مرادت گشاده‌ام در چشم///که یک نظر فکنی خود فکندی از نظرم

چه شکر گویمت ای خیل غم عفاک الله///که روز بی‌کسی آخر نمی‌روی ز سرم

غلام مردم چشمم که با سیاه دلی///هزار قطره ببارد چو درد دل شمرم

به هر نظر بت ما جلوه می‌کند لیکن///کس این کرشمه نبیند که من همی‌نگرم

به خاک حافظ اگر یار بگذرد چون باد///ز شوق در دل آن تنگنا کفن بدرم

معانی لغات غزل:

خلوت : تنهایی، جای خالی از اغیار، خلوت سرا .

جان بین که چون همی سپرم : ببین که چگونه جان می سپارم .

داغ : سوز جانگداز، حسرت، تیرگی به جا مانده از جای سوختگی .

زلف سرکش : گیسوی درازی که به هر طرف سر می کشد، کنایه از زلف بلند پریشان .

بنفشه زار شود تربتم : از خاک گورم گل های تیره بنفشه سر به درمی آورند .

آستان : درگاه .

خود فکندی از نظرم : تو مرا از نظر و چشم خود انداختی .

خیل : سپاه، لشکر .

عفاک الله : (جمله دعایی) خدا تو را ببخشاید ، خدا تو را به سلامت دارد .

نمی روی ز سرم : از کنار من نمی روی، دست از سرم برنمی داری !

مردم چشم : مردمک چشم، مردمک سیاه چشم .

شِمُرَم : برشمارم .

به هر نظر بت ما جلوه می کند : معشوق ما در هر چشمی یک جور جلوه یی دارد .

کِرِشمه : دلفریبی، غمزه .

معانی ابیات غزل:

1) تو مانند صبحی و من چون شمع سحرگاهان خلوتسرایم. لبخندی بر لب آر و بنگر که چگونه دست از جان برمی دارم.

2) بدین سان که سوز و حسرت زلف بلند و پریشان تو در دلم جای دارد، آنگاه که از دنیا بروم خاک گورم بنفشه زار خواهد شد.

3) دریچه های چشمم را به سوی درگاه امید تو گشوده ام که نگاهی به سوی من بیندازی اما تو چشم از من بازگرفتی.

4) ای لشکر غم چگونه شکر تو را به جای آورم؟ خدا تو را ببخشاید و سلامت بدارد که روز تنهایی پای از سر من نمی کشی.

5) بنده مردمک چشم خویشم که با همه دل سیاهیش چون درد دل خود را بازگو می کنم اشک فراوان می ریزد.

6) معشوق زیباروی ما در چشم ها جلوه های گوناگون دارد، اما این ناز و کرشمه یی که من در او می بینم به چشم دیگران نمی آید.

7) 1. اگر آن دلدار چون باد بر خاک حافظ بگذرد در آن تنگنای گور از شدت اشتیاق کفن خود را پاره خواهم کرد . 2. اگر آن دلدار برخاک حافظ بگذرد، از شدت اشتیاق و به سرعت باد در تنگنای گور کفن خود را از هم خواهم درید.

تعبیر غزل:

فرد تنهایی هستید. تنها کس شما دلتان می باشد. یار و دوستی ندارید. کسی از دردهایتان خبر ندارد. مواظب نامحرمان و حسودان باشید و راز دلتان را به آنها نگوید که به ضرر خودتان از آن استفاده می کنند. نذری کرده اید اگر به حاجتتان رسیدید آن را حتما” ادا کنید.

منبع: مستانه دات آی آر ۱ دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب