سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 19 اردیبهشت, 1395 / بدون نظر

سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم///تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم

من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه///قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

سایه‌ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان///که من این خانه به سودای تو ویران کردم

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون///می‌گزم لب که چرا گوش به نادان کردم

در خلاف آمد عادت بطلب کام که من///کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست///آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم

دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع///گر چه دربانی میخانه فراوان کردم

این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت///اجر صبریست که در کلبه احزان کردم

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ///هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب///سال‌ها بندگی صاحب دیوان کردم

معانی لغات غزل:

مذهب : روش، راه و طریقه یی در مسایل دینی .

فتوی : رأی فقیه و حاکم شرع در مسایل شرعی .

مذهب رندان : راه و روش آزاد اندیشان و زیرکان و عارفان روشنفکر که در عین دینداری معتقد به ظواهر و دستوراتی که عامّه مردم بدان اعتقاد داشته و عمل می کنند نیستند .

عنقا : سیمرغ .

قطع : بریدن .

قطع مرحله : بریدن راه، پیمودن راه .

مرغ سلیمان : هدهد، شانه به سر، پوپک .

دل ریش : دل مجروح .

گنج مراد : آرزوی گرانبها، گنج گرانبهای مورد نظر .

سودا : عشق و آرزو .

لب گزیدن : لب به دندان گزیدن، اظهار پشیمانی و تأسف .

خلاف آمد عادت : برخلاف عادت ، برعکس روال و رویه معمول .

کام : آرزو، مراد .

کسب : به دست آوردن، تحصیل معاش با زحمت، کوشش برای به دست آوردن .

کسب جمعیت : به دست آوردن جمعیت خاطر، رسیدن به آسودگی دل و خاطر .

مستوری : نجابت و پرهیزکاری .

مستی : کنایه از فساد و گناهکاری و بی اعتنایی به موازین شرعی و اخلاقی .

سلطان ازل : خداوند، خدای جاوید جهان هستی .

لطف ازل : لطف ازلی خداوند .

جنت فردوس : باغ بهشت .

طمع : آزمندی، حرص، امیدواری و چشمداشت ناسزاوار .

پیرانه سر : سر پیری، به هنگام پیری .

صحبت : مصاحبت، هم نشینی .

کلبه احزان : بیت الاحزان، نامی که به خانه حضرت یعقوب در مدت غیبت یوسف داده بودند .

صبح خیزی : سحر خیزی .

تنعم : به ناز و نعمت دست یافتن .

دولت : بهره مندی، لطف و برکت .

صدر نشین : بالانشین .

صاحب دیوان : صاحب دیوان، رئیس دیوان، مسئول امور مالی دولتی .

معانی ابیات غزل:

سالیانی دراز از راه و روش زیرکان آزاد اندیش، پیروی کردم تا به دستور عقل حرص و طمع را مغلوب خود ساختم.

من با تدبیر خود به آشیانه سیمرغ راه نیافتم. این راه را با راهنمایی هدهد، پیک راهنمای سلیمان پیمودم.

ای خواسته گرانبهای مورد نظر، سایه مرحمتی بر دل آزرده ام بینداز زیرا من خانه دلم را به خیال جایگزینی گنجی چون تو به ویرانه یی مبدّل ساختم.

(بر اثر ملامت مردم) توبه کردم که لب ساقی را نبوسم و حالا لب به دندان تأسف می گزم که چرا به سخن نادان گوش فرا دادم.

مراد دل خود را از راهی برخلاف راه و عادت معمول بیاب زیرا من از برکت آن زلف پرشان به اطمینان خاطر دست یافتم.

رفتار نجیبانه و پرهیزکارانه و روش مستی و تباهی، هیچکدام در دست اختیار من و تو نیست. من آنچه را که خدای ازلی مقرر داشته همان را انجام دادم.

هرچند (در این دنیا) بسیار زمانی به کار دربانی میخانه مشغول بوده (و لذت برده ام با این همه) از لطفی که خدا روز ازل در حق من روا داشته توقع دسترسی به باغ بهشت را دارم.

این که در سر پیری به دیدار یوسف خود دلشاد شدم پاداش تحمل شکیبایی هایی است که در غمخانه (فراق) بر خود هموار نمودم.

هیچ حافظِ دیگر قرآن، در زیر گنبد کبود به این تنعم (سحرخیزی و با مردمان در صلح و صفا به سر بردن) مانند حافظ، که تمامی از برکت و لطف قرآن انجام داده، دست نیافته است.

شگفتی نیست که اگر صدرنشین دیوان و دفتر غزل شده ام، چرا که سالیانی دراز در خدمت صاحب دیوان به بندگی مشغول بوده ام.

تعبیر غزل:

به هر کسی زود اطمینان می کنید. قسم خورده بودید دیگر کارهای ناشایست انجام ندهید ولی عهد خود را شکسته و بسیار پشیمانید. رو به خدا آورید که شما را هدایت می کند و در زیر سایه ی اوست که به نیت و مقصود خودتان می رسید. صبر داشته باشید، نمازهایتان را به موقع بجا آورید و قرآن بخوانید که هر چه به دست می آورید از دولت قرآن می باشد.

منبع: مستانه دات آی آر – ۱دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب