من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 12 اردیبهشت, 1395 / بدون نظر
Hafez2

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم///محتسب داند که من این کارها کمتر کنم

من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها///توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم

عشق دردانه‌ست و من غواص و دریا میکده///سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم

لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق///داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم

بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من///تا ز اشک و چهره راهت پرزر و گوهر کنم

من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج‌ها///کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم

چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست///کجدلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنم

عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار///عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم

من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست///کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم

گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم///گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم

عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست///تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم

دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی///من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم

معانی لغات غزل:

رند : زیرکی که پای بند به آداب و رسوم نبوده و بی پروا زندگی کند.

شاهد : معشوق زیباروی و در اصطلاح صوفیه حق تعالی است که به صور اشیاء ظاهر شده و هو الظاهر و هوالجمیل بر این معناست .

محتسب : مأمور اجرای احکام شرع و ناهی از منکر .

توبه کاران : توبه کنندگان .

دُردانه : دانه دُر، مروارید .

غواص : فرو رونده در دریا، آنکه برای صید مروارید در ساحل دریا غوص کرده و برای تحصیل مروارید صید صدف می کند .

ساغر گیر : کسی که ساغر می گیرد، ساغر در دست گیر، باده نوش .

نرگس : گل نرگس که چشم مست معشوق به آن تشبیه می شود .

فِسق : عملی که برخلاف اوامر الهی و شرع باشد و در اینجا به جای کلمه فاسق و به حکم ضرورت شعری آمده است .

داوری دارم : شکایت دارم، تظلّم دارم، دادخواهی دارم .

داور : قاضی .

عنان باز کش : عنان مرکب را نگهدار، توقف کن .

عِنان : دهانه اسب و مَرکب .

ترک : اصطلاحی که به جای معشوق زیبا به کار گرفته می شود .

شهر آشوب : کسی که به سبب زیبایی اش در شهر آشوب و فتنه برپا کند، بهم زننده نظم شهر .

فیض خورشید : تأثیر خورشید .

بلند اختر : با ستاره بخت و اقبال بلند مرتبه، عالی مقام .

مجموعه : دفتر و جُنگی که در آن موضوعات مختلف و جالب جمع و نوشته شود .

مجموعه گل : دفتر گل که از برگ های گل تشکیل شده است .

آب لطف : آب پاک و ملایم، زیبایی و نرمی و محبت توأم .

صفحه دفتر : اوراق کتاب .

کج دلم خوان : مرا بی ذوق به حساب آور .

کج دل : کج سلیقه، کج ذوق، بی ذوق، بی سلیقه .

شرط کردن : قرار بستن .

گرد آلودِ فقر : آلوده به گَردِ فقر و تهیدستی، دچار تنگدستی .

شرم باد از همّتم : شرمم باد از همت، از همت شرمم باد .

شرم : عار، ننگ .

دامن تر کنم : دامن آلوده کنم .

گر در آتش می پسندد : اگر در آتش دوزخ می پسندد .

لطف دوست : مهربانی دوست .

تنگ چشم : تنگ نظر، کوتاه نظر .

نظر : نگاه .

چشمه کوثر : چشمه آبی در بهشت با آبی به گوارایی و شیرینی شیر و شهد که بر مروارید و گوهر به جای شن و خاک در جویی جاری است .

لعلش : ( استعاره ) لب لعلش، لب مانند لعل او .

عِشوه : ناز و غمزه و کرشمه، دلربایی، فریب دادن .

افسانه : داستان ، قصه، حکایت غیرمنطقی و نامعقول .

معانی ابیات غزل:

1) من آن رند قلندری نیستم که از عشقبازی باز زیبارویان و پیاله شراب دست بکشم. محتسب ( هم ) این را می داند که من ترک شاهد و ساغر نمی کنم.

2) من که خود بارها بر توبه کنندگان خرده گرفته ام، باید دیوانه باشم که هنگام گل و فصل بهار از باده نوشی دست بردارم.

3) عشق به مانند مروارید و میکده به مانند دریاست و من که صیاد مروارید در دریای میکده فرو رفته ام و نمی دانم از کجا سر در می آورم.

4) لاله ( با پیاله در دست ) باده نوش و نرگس ( با چشمان خمار ) مست است در این صورت ما را به نام فاسق و فاسد می خوانند. خداوندا من شکایت بسیار دارم و نمی دانم چه کسی را به عنوان قاضی و داور برگزینم.

5) من که از اشک لعل و یاقوت مانند خود، گنج ها در اختیار دارم دیگر کی چشم به فیض و برکت خورشید بلند مرتبه می دوزم؟

6) حال که باد صبا با آب لطف و زیبایی اوراق گل را شُسته ( و بر صفای آن افزود )، مرا کج سلیقه بدان اگر بر صفحه کتاب چشم بدوزم.

7) بر عهد و پیمان این چرخ گردون اعتباری نیست. با پیمانه پیمان و با پیاله قرار می بندم.

8) من که در عالم فقر و قناعت گنج بی نیازی را چون شاهان در اختیار دارم، هرگز از چرخ دون پرور، توقع و چشم داشتی نخواهم داشت.

9) هرچند گرد فقر بر دامنم نشسته اگر بخواهم با آب چشمه خورشید دامن خود را بشویم، در برابر همت خود شرمسارم.

10) دیشب لب لعل مانندش برای حافظ دلفریبی می کرد اما من کسی نیستم که به وعده های او فریفته شوم.

تعبیر غزل:

سعی و تلاش خود را می کنید. بر این باورید که عیب هایتان را برطرف نمائید. هدف خود را مشخص کنید و بی گدار به آب نزنید. مشورت لازمه ی کار و گنج در کنار شماست ولی شما آن را نمی بینید، دقت کنید. کسانی که با شما قرارداد یا پیمان بسته اند به عهد خودشان پایبند نیستند.

منابع: مستانه دات آی آر- 1دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب