کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 25 اردیبهشت, 1395 / بدون نظر

کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود///بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود

بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ///ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود

به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ///که همچو روز بقا هفته‌ای بود معدود

شد از خروج ریاحین چو آسمان روشن///زمین به اختر میمون و طالع مسعود

ز دست شاهد نازک عذار عیسی دم///شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود

جهان چو خلد برین شد به دور سوسن و گل///ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود

چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار///سحر که مرغ درآید به نغمه داوود

به باغ تازه کن آیین دین زردشتی///کنون که لاله برافروخت آتش نمرود

بخواه جام صبوحی به یاد آصف عهد///وزیر ملک سلیمان عماد دین محمود

بود که مجلس حافظ به یمن تربیتش///هر آن چه می‌طلبد جمله باشدش موجود

معانی لغات غزل:

جام صبوحی: شراب بامدادی ، جام شرابی که بامداد نوشند.

ناله دف و چنگ: نوا و آوازه دایره چنگ.

غبغب: ناحیه زیر چانه تا بالای گلو و سیب آدم در اشخاص نسبتاً چاق.

عود: رود ، بربط .

دور گل:دوره گل، فصل دهی

.دور بقا: زندگانی ، عُمر .

معدود: قابل شمارش، کنایه از اندکوقلیل و محدود بودن.

خروج ریاحین: خارج شدن ، ریحانها، روئیدن و سر از خاک برآوردن گلها

.اختر میمون:طالع خوش یمن ، ستاره با شگون.

طالع مسعود: طالع خجسته و سعد ، طالع نیکو.

نازک عذار: لطیف و ظریف چهره.

عیسی دم : با نَفَس روح بخش وحیا ت بخش مانندحضرت عیسی .

عاد: نام قبیله یی از اعراب باده نشین حجاز که صالح پیامبر از میان آنها برخاست و با نفرین اوهمگی از بین رفتند.

ثمود: نا م قبلیه ای از اعراب بین النهرین که صالح پیامبر از میان آنها برخاست و با نفرین او همگی از بین رفتند.

خلد برین:بهشت جاویدان بالا.

خلود: جاوید ، همیشگی، کنایه از داوم زیستن و عمر جاویدان.

چوگل سوار شود بر هوا: الف) چون بوی گل در هوا پراکنده شود، ب) چون گل بر شاخه ودر میان هوا باز شود و بو وبرگهای آن بوسیله باد پراکنده شود.

آئین دین رزدشتی:رسم و روش شراب نوشیدن رزتشتیان در گرداگرد آتش مقدس به هنگام عبادت.

نمرود: نمرود بن کنعان حاکم جابری که در زمان حضر ت ابراهیم می زیست و بت پرست بود وچون حضرت ابراهیم او وقومش را به پرستش خدای یگانه دعوت کرد به دستور او آتشی عظیمم افروختند و ابراهیم را در آن انداختند و به امر خدا آن آتش سردو گلستان شد. کنایه از رنگ سرخ گل لاله است که به آتش سرد شده نمرود تشبیه شده است.

آتش نمرود: وزیر این زمان ، وزیر بلند مرتبه این دوره .

ملک سیلمان:خطه شیراز ، سرزمین فارس .

عماد دین محمود: خواجه عمادالدین محمود کرمانی وزیر شاه ابواسحاق.

تربیت:مربی گری ،سرپرستی توأم با لطف نسبت به زیر دستان .

معانی ابیات غزل:

(۱) در این زمان که گل در چمن از خاک نیستی سر برآورد و بنفشه در پیش پای او سر به سجده نهاد…

(۲) هم زمان با آواز دایره و چنگ، در بامدادان شراب صبحگاهی بنوش و با آواز نی ورود، بزیر گلوی ساقی را بوسه بزن.

(۳) در فصل بهار، بدون شراب و دلبر و چنگ مگذران که دوره عمر گل نیز مانند آدمی بیشتر چند هفته بیش نیست.

(۴) به هنگامی که زمین به برکت ستاره بخت و طالع فرخنده، از رستن و فروغ سبزه و گلها مثل آسمان روشن شد.

(۵) از دست دلبر نازک اندام خوش چهره عیسی نفس، جام شراب گرفته و با نوشیدن آن داستان عاد وثمود گذشته را فراموش کن.

(۶) دنیا، در این زمان که سوسن و گل سرخ سر برافراشته اند، چون بهشت برین شده، اما چه فایده که در آن برای همیشه نمی توان زیست.

(۷) سحرگاهان، در آن هنگام که بو و برگ گل در هوا رها و بلبل با لحن داودی خویش نغمه خوان می شود.

(۸) (و) در حالی که لاله سرخ، آتش نمرود برافروخته، با نوشیدن شراب، راه و رسم دین رزتشتی را در باغ تجد کن.

(۹) (و) جام شراب صبحگاهی را به سلامتی وزیر نامدار کنونی خطه فارس، عمادالدین محمود بگیر وبنوش.

(۱۰) به امید این که در اثر سرپرستی و لطف او، در مجلس حافظ، امکان فراهم کردن هرچه دلش می خواهد موجود باشد.

تعبیر غزل:

حالا که فرصتی پیش آمده به نحو احسن از آن استفاده کن. این فرصت کوتاه است. در این مدت زمان کوتاه دولت و مال زیادی به دست خواهی آورد و این مال و مکنت نکند که تو را از دین جدا کند و خدا را فراموش کنی. همت و هر آنچه از خدا می خواهی بطلب.

منبع: مستانه دات آی آر – ۱دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب