آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ دوشنبه, 17 خرداد, 1395 / بدون نظر
Hafez2

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست/// آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار/// خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم /// زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز/// بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار/// در گردشند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند/// ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح/// زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز /// تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک /// منت خدای را که نیم شرمسار دوست

معانی لغات غزل:

پیک : قاصد، شاطر، نامه‌بر پیاده.
ناموز: نامه‌بر، نامه‌آور، مشهور، ارجمند.
دیار: جمع‌دار، خانه‌ها، کنایه از شهر و سرزمین.
حرز: دعای رفع چشم زخم و حافظ از بلایا، که بر بازو یا گردن می‌بندند، تعویذ، حمایل.
حرزجان: حافظ و نگهدارنده جان.
خط: دست نوشته، موهای تازه رسته برچهر نوجوانان.
خی مشکبار: نوشته‌یی که با مرکب سیاه ممزوج به مشک نوشته شده و بوی خوش از آن به مشام می‌رسد، موهای مشکین عذار.
جلال و جمال: شکوه و زیبایی.
عز وقار: ارجمندی و متانت.
نقد قلب: پول تقلبی.
نثار: فدا، پیش‌کش.
برحسب: مطابق.
کار و بار: کار، و کلمه بار مترادف و دنباله مصطلح است.
فتنه: آشوب.
چراغ چشم: (اضافه تشبیهی) چشم به چراغ تشبیه شده.
کحل ‌الجواهر: سرمه و داروی تقویت قوه باصره که از سورمه و سائیده مروارید درست می‌شده.
سرنیاز: (اضافه تشبیهی) نیاز به سر تشبیه شده.- روی نیاز

معانی ابیات غزل:

(1) آن نامه‌رسان گرامی که از سرزمین دوست رسید با خود دعایی به خط مشکبار دوست، برای حفظ جان من آورد.
(2) (این نامه) چه نیکو از شکوه و زیبایی یار خبر می‌دهد و چه خوب و عالی از عزت و وقار و متانت او حکایت می‌کند.
(3) به عنوان مژدگانی دل خود را به قاصد دادم و از اینکه این سکه تقلبی را پیش‌کش (قاصد) دوست کردم شرمنده‌ام.
(4) سپاس خدای را که ازمدد بخت موافق و همان‌طوری که آرزو می‌کردم کارهای دوست به خوبی پیشرفت دارد.
(5) سپهر گردنده و ماه دور زننده را از خود اختیاری نیست و گردش آنها در دست اراده دوست قرار دارد.
(6) اگر باد و توفان فتنه و‌آشوب، دنیا و آخرت را در هم ریزد، ما همچنان با چراغ دیده بر سر راه دوست، چشم انتظار اوییم.
(7) ای نسیم سحری آن خاک خوش‌بختی را که در رهگذر و زیر پای دوست قرار دارد برای تقویت بینایی به چشمان من برسان.
(8) ما سر نیاز با چشم باز بر آستانه دوست داریم تا چه کسی در کنار او درخواب ناز آرمیده باشد.
(9) اگر دشمن به قصد آزار حافظ بدگویی او را می‌کند باکی نسبت سپاس خدای را که من در پیش دوست سرافکنده و شرمسار نیستم.

تعبیر غزل:

رسیدن خبر خوش نزدیک است که نوید فتح و خوشبختی می دهد. از حریفان و رقیبان نترس. خداوند فتنه ی آنها را خنثی می کند. بخت با توست، اطرافیانت تکیه گاه محکمی برای تو خواهند بود. به جای غرور وقار داشته باش.
منبع: مستانه دات آی آر – 1دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب