صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 9 خرداد, 1395 / بدون نظر

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد    ور نه اندیشه این کار فراموشش باد
آن که یک جرعه می از دست تواند دادن    دست با شاهد مقصود در آغوشش باد
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت    آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
شاه ترکان سخن مدعیان می‌شنود    شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد
گر چه از کبر سخن با من درویش نگفت    جان فدای شکرین پسته خاموشش باد
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت    لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد
نرگس مست نوازش کن مردم دارش    خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ    حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد

معانی لغات غزل:

صوفی: پشمینه پوش پیرو طریقه تصوف.
نوشش باد: گوارایش باد.
آنکه یک جرعه‌یی از دست تواند دادن: کسی که به منظور اعتدال در شرب باده می‌تواند در آشامیدن مفرط کف نفس کند.
شاهد مقصود: (اضافه تشبیهی) مقصود به شاهد تشبیه شده است.
قلم صنع: قلم آفرینش جهان.
مظلمه: دادخواهی، شکایت از ظلم، ستمی که برکسی وارد شود.
خون‌سیاووش: خونی که از سیاووش به زمین ریخته شد، گیاه خون سیاووش، یا پر سیاووشان که نوعی سرخس و تب‌بر بوده و در جاهای مرطوب و کم‌نور مانند دهانه قناتها می‌روید و مشهور است که با ریختن خون ناحق سیاووش توسط افراسیاب بر زمین این گیاه روئیده شد. توضیحاً ساقه‌های این گیاه به رنگ قرمز و برگهای آن عیناً به مانند برگ شبدر بوده و رنگ قرمز ساقه‌ها سبب وجه تسمیه آن شده است.
کبر: تکبر، نخوت.
شکرین پسته خاموش: لب و دهان شیرین و ساکت.
خط و خال: موهای تازه رسته بر عارض، سبلت نوجوان و خال چهره.
بر و دوش: سینه و شانه.
نرگس مست: چشم مخمور.

معانی ابیات غزل:

(1) اگر صوفی در خوردن باده زیاده‌روی نکند گوارای وجودش، وگرنه فکر شرابخواری از سر او دور باد.
(2) و آن کسی که می تواند از یک پیمانه زیادی چشم پوشیده و از دست بنهد، دستش در آغوش محبوبش باد.
(3) الف: پیر و مرشد ما گفت که بر قلمی که سرنوشت آدمی را رقم می‌زند خطا و ناروایی نرفته است، آفرین بر نظریه پاک او که پوشاننده خطاست.
ب: مرشد ما گفت درکار تعیین سرنوشت، سهو وخطایی نرفته است آفرین بر نظریه پاک او که خطای خطاکاران را می‌پوشاند.
(4) شاه ترکان، گوش‌به‌حرف دشمنان‌می‌دهد از ستمی که برسیاووش رفته است‌شرمش باد.
(5) چشمانم از آینه دارانی است که خال و خط او را می‌نمایاند، خدا کند که لبم هم از بوسه دهندگان بر و دوشش باشد.
(6) هرچند ازروی‌غرور و خودخواهی‌با من‌حرفی نزد، جان من فدای آن‌دهان لب بسته باد.
(7) هرگاه چشم مخمور نوازشگر و مردم‌نواز او، قدح قدح خون عاشقان را بیاشامد، براو گوارا باد.
(8) حافظ به بندگی و ارادتمندی تو در جهان مشهور شده است، پیوسته حلقه غلامی زلف تو در گوش او باد.

تعبیر غزل:

در جمع آوری پول و ثروت خیلی زیاده روی می کنی. بیش از اندازه برایت دردسر ساز می شود. قسمتی از مالت را انفاق کن آن وقت است که به مقاصد دیگر خود هم می رسی. مدعی هستی که مظلوم واقع شده ای اما اینطور نیست بلکه یک عده هستند که زیردست تو مظلوم واقع می شوند و تو به آنها فکر نمی کنی. مردم دار باش. کرم داشته باش. تو هم بنده ی خدا باش تا همیشه از خوبی زبانزد باشی.
منبع: مستانه دات آی آر – 1دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب