یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 15 خرداد, 1395 / بدون نظر
Hafez2

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان    وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
دل آزرده ما را به نسیمی بنواز    یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند    یار مه روی مرا نیز به من بازرسان
دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شد    یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان
برو ای طایر میمون همایون آثار    پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات    بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان
آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب    به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان

معنی ابیات غزل:

خدایا آن آهوی مشک را به ختن باز گردان؛وآن را که قامتش مثل سروسهی است وبه ناز راه می رود به چمن برسان.

یارب به معنی خدایا و آغاز دعا است.خاقانی می گوید:

با دعاهای خیر در پی او تا دعا اول او یا رب است و آمین پایان او[۱]

می گوید محبوب من مثل آهوی مشک که از کشور ختن دور افتاده باشد از سرزمین خود دور افتاده است؛ خدایا او را به سرزمین خود برسان ،وهمو را مثل سرو خوش قدو بالاست به چمن برسان- که جای آهومشک ختن است ،و جای سرو در چمن.

۲ دل ما را که از روزگار آزار دیده با وزش نسیمی نوازش کن؛ یعنی آن جان عزیز را که از تن بیرون رفته دوباره به تن برسان.

این سخن اینکه بوی دوست برای ما مثل جان عزیزاست ، با دور شدن دوست جان از تن ما رفته ،آن را دوباره به تن ما برسان.

۳ چون ماه و خورشید به فرمان تو به منزل خود می رسند؛ محبوب مرا هم که چهره اش مانند ماه است به سوی من برگردان.

۴ برای دیدن لعل یمنی چشم ها از انتظار خون شد؛خدایا آن ستاره ی درخشان را به یمن بازرسان.

شاید مراد از خون شدن چشم از انتظار به خاطر لعل یمنی این باشد که چون محل لعل در بدخشان است نه در یمن،انتظار کشیدن برای دیدن آن در یمن بی حاصل است.این تعبیری است که سودی کرده.کوکب رخشان به قرینه ی یمن اشاره است به ستاره شِعرای یمانی که از «درخشانترین کواکب آسمان است.به سبب درخشندگیش مورد پرستش ملل قدیم بوده و بسیاری از معابد مصر قدیم را چنان ساخته بودند که نور این ستاره در داخل آن ها نفوز کند. ذکر این ستاره و شعرای شامی از قدیم در ادبیات آمده است.»[۲]

گرچه حق با سودی است که می گوید جایگاه لعل بدخشان است نه یمن، ولی تعبیری که از آن می نماید درست به نظر نمی رسد. با اندک مسااحمه ای می توان پذیرفت که مراد از لعل یمانی مطلق لعل است که به مناسبت مشابهت با عقیق یمن آن را یمانی گفته و تنها به معنی کنائی آن که لب لعل معشوق است نظر داشته. در این صورت «کوکب رخشان» خود معشوق است و بیت چنین معنی می شود: در آرزوی لب لعل یار چشم از انتظار سوخت و خونین شد. خدایا، چنانکه ستاره ی شعری را به یمن می رسانی، معشوق را هم به من برسان. معنای دیگری، که با کلمات بیت مطابقت کند، به نظر نرسید.

۵ ای پرنده ی خوش یمن که آثار مبارکی داری؛ پیش سیمرغ برو آنجا پیام زاغ و زغن را برسان.

عنقا:سیمرغ

در منطق الطیر عطار هدهداست که راهنمای مرغان به سوی عنقا در کوه قاف است و در بیت طایری که باید پیش عنقا برود همین پرنده است.زاغ و زغن کنایه از پرندگان حقیر است در برابر عنقا که پادشاه مرغان به حساب می آید. به هدهد می گوید پیش عنقا برو و پیام ما پرندگان حقیر را به او برسان.

۶ حرف این است که ما زندگی را بی تو نمی خواهیم؛ ای قاصدی که پیام می بری این حرف را بشنو و پیغام را برسان.

مضمون دنباله ی بیت پیشین است.سخن این زاغ وزغن که باید به سمع عنقا برسد همین است که ما خرده پاها، بی وجود تو زندگی را نمی خواهیم.

۷ کسی که چشم حافظ جای قامت او بود،خدایا او را طبق آرزوی حافظ از غربت به وطن خود برسان.

آرزو می کند که دوباره ممدوح بیاید و بر چشم او (وطن خود) قدم بگذارد.

غزل سراسر آرزوی بازگشت شاهی است و اظهار محبت به او. در بیت پنجم با کنایه ی عنقا که شاه مرغان است مطلب را روشنتر می کند.

تعبیر غزل:

چشم به راه کسی هستید که برایتان بسیار مهم است. مدت هاست از او خبری ندارید. و برای پیدا کردنش بسیار جستجو کرده اید اما هنوز نتیجه ای نگرفته اید ولی همیشه به خدا توکل کرده و یادتان را از خدا طلب نموده اید. آسوده خاطر باشید دیدار یار حتمی است.

منبع: مستانه دات آی آر- 1دوست داتکام


دسته بندی شده در : فال روزانه
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب