ميزان موفقيت در درمان هوميوپاتي

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 20 مرداد, 1388 / بدون نظر

شايد اولين سوالی که برای يک بيمار در مراجعه به هوميوپات مطرح می شود ميزان موفقيت و احتمال بهبودی وی است

بصورت يک اصل می توان گفت که هر بيماری که نيروی حياتی وی از بين نرفته باشد می تواند از هوميوپاتی انتظار بهبودی داشته باشد. در حقيقت با توجه به اينکه هوميوپاتی با تحريک سيستم ايمنی بدن عمل می کند اگر سيستم ايمنی و کلا ساختار بدن دچار نابودی مفرط و غير قابل برگشت شده باشد اميد به بهبودی به شدت کاهش می يابد مانند مراحل انتهايی سرطان-و يا بيمارانی که عضو يا اعضايی‌از بدن را از دست داده اند و به عبارتی ناقص شده اند (کليه-کبد-…) که تشخيص آن وابسته به نظر پزشک هوميوپات است گرچه در اين موارد هم از طريق هوميوپاتی می توان با کاهش دردها و ايجاد آرامش و کاستن از داروهای شيميايی عملا به بيمار کمک بسيار می توان کرد

اما در عمل موانع ديگری نيز ممکن است پيش بيايد که البته قابل برطرف نمودن هستند

همانطور که در فصل مصاحبه هوميوپاتی ذکر شد نحوه گرفتن اطلاعات مربوط به بيماری اهميت زيادی دارد و هر عاملی که در آن اختلال ايجاد کند باعث کاهش درصد موفقيت می شود

بيمار بايستی تمامی نکات مربوط (و بعضا غير مربوط از نظر خودش)را صادقانه عنوان کند تا هوميوپات به نزديکترين تشخيص برسد

مشکل زبان(گويشهای متفاوت)-خجالت کشيدن از گفتن واقعيات-بی اعتمادی به پزشک هوميوپات-کم حرف بودن ذاتی بيمار-حضور اطرافيان بيمار در مصاحبه-و عدم آشنايی کافی بيمار از آنچه که هوميوپات بايد بداند .
همگی باعث کاهش موفقيت می شوند چه بسيار پيش می آيد که بيمار به علل فوق مطلبی را در جلسات اول نمی گويد و بعد از گذشت چندين جلسه ناموفق(يا بهبودی کم) با گفتن نکات کليدی در تشخيص تازه به درمان کامل می رسد که اين امر باعث طولانی شدن درمانش شده است

داروهای شيميايي

در بسياری از بيماران به علت درمان آلوپاتی بيمار در حال مصرف داروهای شيميايی می باشد در اين حال هوميوپات بايستی تا جای ممکن اين داروها را قطع و يا کاهش دهد چرا که با درمان هوميوپاتی ايجاد اختلال می کند در مواردی که داروها مسکن

هستند و بيمار وابستگی حياتی به دارو ندارد(انواع ضد دردها-داروهای اعصاب-…)عموما از ابتدا قطع می شوند ولی در مواردی که بيمار به شدت وابسته به دارو شده و قطع آن می تواند خطرناک و يا غير قابل تحمل باشد ناچارا درمان هوميوپاتی همزمان با داروی شيميايی شروع می شود (داروهای فشار خون-داروهای قلبی-تشنج-آسم-…)تا با نتيجه گيری تدريجی بتوان داروی شيميايی را کاهش و در نهايت قطع نمود

در اين حال واضح است که موفقيت درمان کاهش و طول درمان افزايش می يابد

در نظر بگيريد که مصرف داروی هوميوپاتی مانند يک موسيقی ملايم باشد که فقط در صورت شنيده شدن اثر ميکند در اين حال اگر سروصدای ديگری در محيط باشد(داروی شيميايی)مطمئنا مانع از شنيده شدن موسيقی ملايم می شود( هر چند که شنيده شدن نيز غير ممکن نيست)گاهی بيماران تصور می کنند که با وجود مصرف داروهای شيميايی که به شدت به آن وابسته هستند امکان درمان هوميوپاتی وجود ندارد اما با يد گفت عليرغم سخت تر شدن درمان می توان با نظر پزشک معالج درمان را شروع کرد و در نهايت نتيجه گرفت

نکته مهم ديگر اينکه به دلايل مختلف ممکن است پزشک هوميوپات در جلسه اول درمان به نتيجه نرسد و در دفعات بعد با کامل کردن اطلاعات به تشخيص درست برسد و لذا بيمار نبايد با اولين نتيجه منفی از هوميوپاتی نا اميد شود و گاهی نيز ممکن است مانند هر پزشک ديگری پزشک هوميوپات شما . به تشخيص نرسد در اين هنگام معمولا هوميوپاتها نظر مشورتی خود را در مورد بيماران از يکديگر می پرسند. همانگونه که با شکست درمانی مثلا در درمان بيماری استخوان توسط يک ارتوپد نمی توان ارتوپدی را زير سوال برد همانگونه نيز نمی توان به صرف شکست درمانی بيمارانی معدود. کل هوميوپاتی را بی اعتبار دانست چه بسا با مراجعه به پزشک هوميوپات ديگری مسئله به آسانی حل شود
انتظار درمان در نزد بيماران نيز نکته مهم ديگريست که گاه به اشتباه شکست درمانی تلقی می شود. در واقع بسياری از بيماريها با توجه به سير کند شکل گيری آنها مدت طولانی برای حصول به درمان نياز دارند و گاه شروع اثر درمانی حتی چند هفته بعد شروع می شود و يا به کندی و در ابتدا به شکل نامحسوس است که همين امر باعث می شود تا بيمار از درمان نااميد شود .بارها برای من پيش آمده که برای اثبات بهبودی در بيمار ناچار به يادآوری مشکلات بيمار (با مرور پرونده وی) شده ام که در اين حال تازه بيمار متوجه تغييرات و بهبودی خود می شود

طول درمان در هوميوپاتی بسيار متغيير می باشد و بسته به نوع بيماری و حاد يا مزمن بودن آن از چند ساعت تا چند سال متغير است . شايد به عنوان يک معيار کلی بتوان مدت زمان در گيری بيماری را برای حدس زدن در مورد طول درمان در نظر گرفت. به عبارت ديگر هر چقدر که بيماری فرد مدت طولانيتری وی را در گير کرده باشد مدت مورد لزوم برای درمان طولانی تر است برای نمونه بيماری با قدمت بيش از ده سال احتمالا چندين ماه برای درمان نياز داردالبته شدت بيماری و همينطور مصرف يا عدم مصرف داروهای شيميايي نيز در تعيين اين مدت اهميت دارند. البته بايد گفت که بيمار با اولين بار مصرف دارو(تشخيص صحيح) بهبودی را مشاهده می کند که اکثرا تا حد رهايي کامل از آلام بيماريست اما با گذشت زمان اثر دارو (حدودا يک ماه ) علائم بيماری باز می گردد البته با شدتی کمتر از قبل با تکرار داروی هوميوپاتی و تغييرات لازم در قدرت دارو بيمار با مصرف بار دوم دوباره خوب می شود و اين تجويز مرتب صورت می گيرد (مثلا ماهانه) و در هر بار برگشت بيماری خفيفتر می شود و بعد مدت اثر درمان طولانی تر می شود برای مثال بيمار دو ماه يا چهار ماه خوب است و در نهايت ديگر بيماری عود نمی کند. عدم مصرف داروی روزانه آنگونه که در پزشکی کلاسيک معمول است باعث می شود که بيمار حتی اين مدت را چندان حس نکند و در طی اين مدت از زندگی لذت ببرد(در هوميوپاتی معمولا داروها در فواصل طولانی مدت و بيشتر ماهيانه مصرف می شوند
شرايط زندگی بيماران نيز نقش مهمی در سرعت و کيفيت درمان دارد بدين شکل که اگر بيمار بطور مداوم تحت تاثير اثرات سو بيماريزا باشد واضح است که درمان به کندی پيش می رود و گاه عود می کند عواملی همچون محيط پراسترس در خانه يا محل کار و حضور مستمر مسائل روحی و يا آب و هوايي نامساعد همچون مانعی در مقابل روند درمان عمل می کنند و بايد همزمان سعی در کاستن و دوری از آن شرايط داشت

در نظر بگيريد که شما يک ماشين را که تصادف نموده است کاملا تعمير کنيد و خيلی زود دوباره آن ماشين تصادف کند و هر بار تعمير آن تصادف ديگری را شاهد باشد در اين حال حتما بايد قبل از پرداختن تنها به خرابی ماشين در پی علت آسيبهای مکرر به آن و رفع علت برآمد

بطور کلی ميزان موفقيت هر هوميوپات بسته به تجربه و علم وی متفاوت است ولی بطور کلی از ۵۰٪ تا۹۰٪ متغير است که با توجه به اينکه عموم بيمارانی که نزد هوميوپاتها می آيند عملا از پزشکی کلاسيک جوابی در خور نگرفته اند و لذا بيماران صعب العلاج محسوب می شوند می توان اين درصد موفقيت را بسيار قابل توجه دانست

هر روزه شاهد شفای بيمارانی هستيم که اکثرا هيچ اميدی به درمان قطعی نداشته اند . هيچ چيز به اندازه نجات جسم وروان يک انسان از درد و مشقت ارزشمند نيست


دسته بندی شده در : هوميوپاتي
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب