اگر مرگ شما نزدیک بود و فقط فرصت یک تماس داشتید, به چه کسی تلفن می زدید؟

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 17 شهریور, 1388 / بدون نظر

“استیفن لوید” می گوید: “اگر مرگ شما نزدیک بود و فقط فرصت یک تلفن کردن را داشتید، به چه کسی تلفن می کردید؟ و چه چیزی می گفتید؟”

کریستوفر مورلی” در جواب “استیفن لوید” می گوید: اگر دریابیم که فقط پنج دقیقه برای بیان آنچه می خواهیم بگوییم فرصت داریم، تمام باجه های تلفن از افرادی پر می شد که می خواهند به دیگران بگویند: آنها را دوست دارند! و “هریت بیچر استو” با نگاهی خیس و دلی پر درد به خاطر این نگفتن ها! می سراید:

تلخ ترین اشک هایی که بر سر مزار رفتگان ریخته می شود به خاطر کلمات ناگفته و کارهای ناکرده است!” از “خواجه عبدالله انصاری” پرسیدند: خلوت حق کجاست؟ خواجه گفت: جایی که “من و تو” نباشیم! توجه کنید! جایی که “من و تو” نباشیم! یعنی، “ما” باشیم! اما، چگونه می توان ما شد و در خلوت حق حضور یافت؟ با دوست داشتن خلق! اما تا زمانی که به خود عشق نورزیم، چگونه می توانیم به خدا و خلق خدا عشق بورزیم؟از آنجا که فرمول (خود= خلق= خدا) همیشه برقرار است، پس، ابتدا باید خود را دوست داشت.

ما معمولا به دلیل سر زدن اشتباهاتی، در طول زندگی از خود گله مند می باشیم و در نهایت، احساس گناه کرده و در نتیجه خود را به خاطر همین احساس دوست نداریم.

روانشناسان معتقدند: “برای دوست داشتن خود باید ابتدا خویش را ببخشیم و احساس گناه را از خود دور کنیم و باور کنیم که ما به دنیا آمده ایم تا اشتباه کنیم و به خود اجازه بدهیم تا گاهی، کمی ساده دل و ناشی باشیم!”

امانوئل” می گوید: “ویرانگرترین، بی ثمرترین و راکدترین نیروها احساس گناه است!” “احساس گناه یعنی، حذف کردن اراده خداونددر زمین!” باید بدانیم که ما به دنیا آمدیم تا اشتباه کنیم، زیرا ما تعالی پیدا نخواهیم کرد، مگر آنکه اشتباه کنیم! بعد از بخشیدن اشتباهات خود قهرا اشتباهات دیگران را هم خواهیم بخشید.


دسته بندی شده در : طنز و سرگرمی
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب