تئوري‌هاي تقويت كننده مفهوم حقوق شهروندي

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 17 شهریور, 1388 / بدون نظر

جهان ميهني كه تئوري آن 500 سال قبل از ميلاد توسط فيلسوف يوناني هراكليتوس مطرح شد و توسط فيلسوفان بعدي از جمله «كانت» تشريح گرديد. بعدها مبناي طرح ضمانت اجراهاي اخلاقي و وجداني براي حقوق بشر و شهروندي در سطح فراملي قرار گرفت. (هيتر 2002: 98) لذا بايد سرزمين يونان را نقطه طرح حقوق شهروندي دانست. واژه حقوق در اين مفهوم به معني تخصصي بوده و آن را بايد حقوق و تكاليف مردم در قبال همديگر و در برابر دولت حاكم دانست «كانت» در تشريح اين وضعيت، صفات زير را ذاتي و تفكيك ناپذير يك شهروند محسوب داشته است.

اختيار قانوني: شهروند از هيچ قانوني اطاعت نمي‌كند مگر قانوني كه خود با آن موافقت كرده است.

تساوي مدني: به معني اين كه شهروند با ديگران در وضعيت مساوي قرار دارد و هر تمديدي نسبت به حقوق او همانند ديگران است و هيچ تبعيضي روا داشته نمي‌شود.

استقلال مدني: هستي و بقاي شهروند در جامعه ناشي از گزينش افراد ديگر نيست بلكه نتيجه حقوق و استعددهاي خاص خود او به عنوان عضو جامعه مشترك المنافع است. از نظر «كانت» شهروندي عبارت است از توانايي و استعداد راي دادن: اما كسي در جامعه مستقل است كه فقط جزئي از جامعه مشترك المنافع نباشد بلكه عضوي از آن باشد، يعني جزئي كه مي‌خواهد بر اساس گزينش خود در جامعه عمل كند. كانت ميان شهروند فعال و منفعل تمايز قائل مي‌شود و حتي شهروندان منفعل را فاقد شخصيت مدني مي‌داند. در واقع كانت شهروندي به مفهوم خاص را نمودار عضويت و فعاليت شخصي در جامعه به منظور ساختن اجتماع خويش مي‌داند. شهروند فقط جايي به معني واقعي و به مفهوم «فعال» آن وجود دارد كه در امور سياسي، اقتصادي، اجتماعي و اداره شهر خويش مشاركت نمايد اين وضعيت، درواقع تعهداتي را بر دوش شهروند مي‌گذارد و شهروند مكلف به اعلام راي خويش (مشاركت سياسي)، انجام تكاليف گروهي (مشاركت اجتماعي) و ايفاي نقش در ساختار فرهنگي جامعه خويش (مشاركت فرهنگي) مي‌شود.
آنتوني گيدنز در كتاب جامعه‌شناسي خود (از قول تي اچ مارشال) حقوق مدني را بدين گونه بيان مي‌كند:
حقوق مدني به حقوق فرد در قانون اطلاق مي‌شود. اين حقوق شامل امتيازاتي است كه بسياري از ما آنها را امروز بديهي مي‌دانيم اما به دست آوردن آنها زماني دراز طول كشيده است. حقوق مدني شامل آزادي افراد، براي زندگي در هر جايي كه انتخاب مي‌كنند، آزادي بيان و مذهب، حق مالكيت و حق‌ دادرسي يكسان در برابر قانون است. دومين نوع حقوق شهروندي حقوق سياسي است به ويژه حق شركت در انتخابات و انتخاب شدن. سومين نوع حقوق شهروندي حقوق اجتماعي است كه اين حقوق به حق طبيعي هر فرد، براي بهره‌مند شدن از يك حداقل استاندارد رفاه اقتصادي و امنيت، مربوط مي‌شود. اين حقوق شامل حقوقي مانند مزاياي بهداشتي و درماني، تامين اجتماعي و تعيين حداقل دستمزد است و حقوق اجتماعي به خدمت رفاهي مربوط مي‌شود.

بطور كلي، انديشه در دوران يونان باستان عميق‌تر و مسنجم‌تر مطرح شده است و در جهت كلي فكر در آينده نيز تاثير نمايان نهاد و ميراث بزرگ فكري يونان قديم هنوز از مطرح‌ترين منابع انديشه و عقلانيت بشر است كه بر همه ادوار تاريخي تفكر سايه‌اي سنگين افكنده است. اين عهد، همزمان با دوران پيدايش و بسط و رونق‌ نوعي زندگي سياسي و اجتماعي است كه آن را دوران شهر يا «پوليس» يا عهدسيته نام نهاده‌اند. شهر يونان جنبه معنوي و سياسي دارد و مظهر هويت انسان‌هايي است كه در آن زندگي مي‌كنند. اصالت با شهر است و فرد، جزئي در درون شهر است و به يك معني، انسانيت انسان در متن شهر تحقق يا فعليت مي‌يابد. شهر داراي هويت اصلي است و بدون در نظر گرفتن آن، زندگي فرد بي‌معني است.
آئين شهروندي در دولت -شهرهاي يونان رواج داشت. يوناني‌ها، شهروند آزاد را مطرح كردند و هر چه را كه به شهر تعلق داشت اين شهروند آن را حق حياتي خود مي‌دانست. كارل ماركس در تبيين دولت شهر سوسياليستي خود، تكيه زيادي بر ويژگي‌هاي شهر يوناني دارد اما از نظر او، اصلي‌ترين ويژگي يونانيان كه امكان بروز مفهوم شهروندي را فراهم مي‌ساخت، فراغت زماني و آزاد بودن حوزه فكر و عمل يونانيان از پرداخت به امر معاش است. شهروند يوناني به اين ترتيب موقعيتي را به دست مي‌آورد كه زماني در فرهنگ روستا در اختيار داشت يعني بيش از هر چيز يك انسان بود و همه ابعاد انساني را داشت و در همه بخش‌هاي زندگي به روي، وي باز مي‌شد. دولت شهر يونان، اجتماع مرداني بود كه از قدرت تصميم‌گيري برخوردار بوده و شهروند به شمار مي‌آمدند. يعني فعاليت سياسي، نخستين فعاليت آنان به شمار مي‌آمد. هر كس براي شهروند بودن مي‌بايست در جلسات انجمن مردم شركت مي‌كرد و اين انجمن سالي چهل‌بار تشكيل جلسه مي‌داد و بالاترين محل تصميم‌گيري به شمار مي‌رفت و اين ناشي از بينش مسئوليت بود تا حقوق كه در نزد يوناني‌ها مهم شمرده مي‌شد.
محققين، ويژگي‌هاي بارز نسخه معاصر جامعه مدني و آئين شهروندي را در قالب چند اصل برمي‌شمارند، اصول اخلاقي و سياسي كه هم دامنه جهاني و هم استعداد و قابليت هم‌سازي و سازگاري با تنوع و خودمختاري فرهنگي داشته باشند، اصولي كه بتواند (به شعار جهاني بينديشيم و محلي عمل كنيم) جامعه عمل بپوشاند. اين اصول عبارتند از:

اصل فضاي مشترك : يعني هيچ گروهي از شهروندان نبايد قادر به انحصار فضاهايي در شهر باشند كه براي بسياري از گروه‌هاي ديگر اهميت دارند مانند پياده‌روها، آب و هوا، فضاي مجازي شبكه اطلاع‌رساني.

اصل كالاهاي عمومي : آن دسته از كالاها كه فرد يا گروهي نمي‌تواند آن را به صورت شخصي تصاحب كند و پيش شرطي براي امكان حضور همه شهروندان در شهر و منطقه است. مانند جاده‌ها و شبكه‌ حمل و نقل، بهداشت عمومي، محيط زيست و… و اين كالاها نبايد در اختيار گروه خاصي باشد يا از جانب بخش خاصي از شهروندان دچار آسيب گردد.

اصل سهام‌داري : تمام شهروندان، حق شكل دادن به شهر و استفاده از آن را دارند و در مقابل بايد متعهد به حمايت از قواعد آن از طريق حمايت مالي با پرداخت ماليات‌ها باشند.

اصل بي‌طرفي : هيچ شهروندي بر شهروند ديگر ارجحيت ندارد و مسئولان امور شهر بايد بي‌غرض باشند و در كمك به منافع و ارزش‌هاي گروهي خاص در شهر بيش از حد مصر نباشد.


دسته بندی شده در : دسته متفرقه
برچسب ها در : ,
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب