فرهنگنامه يوگا از ( R تا S )

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 7 شهریور, 1388 / بدون نظر

(R)

RAGA: ميل و كشش.

RAJA YOGA: يكي از شاخه هاي يوگا كه در آن آگاهي و تواناييهاي رواني از طريق مديتيشن بيدار مي شوند.

RAMAYANA: كهن ترين منظومه حماسي هند.

RISHI: بيننده – كسي كه بر روي خويشتن تعمق و مديتيشن مي كند.

ROOPA: شكل – تصوير – ظاهر.

RUDRAKSHA: چشم لرد شيوا – نوعي ميوه كه توسط برخي فرق مذهبي (شيوايي) بعنوان دانه تسبيح مورد استفاده قرار گرفته يا دور گردن ، دستها يا بازوها آويخته مي شود.

رادا (Radha): همسر کريشنا (انسان خداگونه)، نامي براي مادر الهي راجا يوگا (Raja-Yoga): يوگاي سلطنتي، شکل قرون وسطايي يوگا دارشاناي هشتگانه پاتنجلي که بنام يوگاي کلاسيک نيز شناخته مي شود. راما(Rama): يکي از تجسم هاي ويشنو پيش از کريشنا، قهرمان اصلي رامايانا

رامايانا (Ramayana): زندگي راما، يکي از دو حماسه بزرگ ملي که داستان زندگي راما را بيان مي کند. رجوع شود به مهابهاراتا رساکا

رچاکا (Recaka): بيرون دادن، بازدم، يکي از جنبه هاي کنترل تنفس (پراناياما) .

ريگ ودا (Rig-Veda): رجوع کنيد به ودا ريشي ( Rishi): غيبگو، پيغمبر، دسته اي از حکماي ودايي، عنواني افتخاري براي استادان خاص و بزرگ مانند راماناي حکيم درجنوب هند که به نام ماهاريشي (مشتق از ماها به معني بزرگ و ريشي) معروف است.

(S)

SADHAKA: پرتوجوي معنوي.

SADHANA: تمرين معنوي.

SADHU: سانياس – مرد درستكار.

SADGURU: گوروي راستين.

SAHASRARA: جايگاه شيوا يا فراهوشياري – لوتوس هزار گلبرگ – بالاترين چاكرا كه بصورت مرز بين عوالم رباني و معنوي مجسم مي گردد و در بالاي سر واقع شده است.

SAMADHI: اوج مراقبه – وضعيت اتحاد بين سوژه مراقبه و هوشياري كيهاني – هشتمين مرتبه آشتانگا يوگا.

SAMANA: يكي از پنج پرانا كه بين ناف و ديافراگم واقع شده است.

SAMASKARA: خاطرات موجود در ناخودآگاه – نقوشي كه با شخصيت فعلي ما همگون نيستند.

SAMYAMA: كنترل هماهنگ – اوج پراتياهارا ، دهارانا و دهيانا.

SANDHYA: آيين نيايشي كه در هنگام طلوع ، ظهر و عصر انجام مي گيرد.

SANKALPA: عهد – فكر – آرزو – تصور.

SANNYASA: ترك قيد و بندهاي اجتماعي – آخرين مرحله زندگي يك هندو يا مرتبه مراقبه معنوي.

SANTOSHA: قناعت.

SATCHITANANDA: سه صفت مقدس حقيقت ، هوشياري و فيض.

SATSANG: گرفتن راهنمايي ، توضيح و دستورات معنوي از گورو.

SATYA: راستي – حقيقت.

SHABDA: صوت – كلمه.

SHAKTI: نيرو – انرژي – جنبه مونث آفرينش – نيرويي كه از درون آن تمامي عالم محسوسات متجلي مي گردد.

SHASTRA: كتب مقدس.

SHATKARMA: شش تكنيك پاكسازي هاتا يوگا كه عبارتند از نتي (پاكسازي بيني) ، دهاوتي (پاكسازي دستگاه گوارش) ، ناولي (ماساژ شكم) ، باستي (پاكسازي روده بزرگ) ، كاپال بهاتي (پاكسازي و حيات بخشي ناحيه جلوي مغز) ، تراتاكا (خيره كردن چشمها بدون پلك زدن).

SHAUCHA: پاكسازي بدن.

SHISHYA: مريد – پرتوجوي معنوي.

SHIVA: هوشياري خالص – يكي از خدايان هندوها – نابودكننده هستي.

SHIVA LINGAM: سنگ بيضي شكلي كه سمبل شيوا ، هوشياري يا كالبد اختري مي باشد.

SHOONYA – SHOONYATA: نيستي – خلاء.

SHUDDHI: پاكسازي كردن.

SIDDHA: موجود كامل – يوگي كامل.

SIDDHI: تواناييهاي خارق العاده و ماوراء طبيعي.

SOMA: آمريت – گياهي كه بوسيله ريشيهاي باستان براي بيداري معنوي و فناناپذيري مورد استفاده قرار مي گرفت.

STHULA SHARIRA: كالبد فيزيكي.

SUMERU: آخوندك تسبيح.

SUSHUMNA NADI: نادي مركزي ستون فقرات كه كنداليني يا نيروي معنوي را از مولادهارا به ساهاسرارا هدايت مي كند.

SUSHUPTI: سومين بعد هوشياري – وضعيت رويا.

SUTRA: رشته افكاري كه متون معنوي باستاني را تشريح مي كند.

SWADHISTHANA CHAKRA: دومين چاكرا كه با شبكه ساكرال در ارتباط مي باشد.

SWADHYAYA: مطالعه.

SWAMI: در لغت به معني كسي كه بر روي ذهن خويش تسلط دارد – پرتوجوي سانياسي كه توسط گورو به آيين سانياسا مشرف شده باشد.

SWAPNA: دومين بعد هوشياري – وضعيت رويا.

SWARA YOGA: دانش سيكلهاي تنفسي.

سمادهي (Samadhi): حالتي از خلسه و اتحاد که در آن مراقبه کننده با موضوع مراقبه يکي مي شود، هشتمين و نهايي ترين پايه (آنگا) از يوگاي هشت گانه پاتنجلي، چندين نوع سمادهي وجود دارد که چشمگيرترين تمايز بين خلسه سام پراجناتا (آگاه) و آسام پراجناتا (فراآگاه) وجود دارد، عوامل کارمايي جاي گرفته در عمق تفکر فرد، تنها در خلسه فراآگاه حل مي شوند. وراي اين دو نوع خلسه، روشن بيني قرار دارد که گاهي ساهاجنا-سمادهي يا خلسه طبيعي يا خودبخود نيز ناميده مي شود که در اين حالت، فراآگاهي فرد در خلال بيداري، رويا و خواب، بطور کامل تداوم دارد.

سماتوا، سماتا (Samatva , Samata): تراز بودن، هموار بودن، حالتذهني هماهنگي، تعادل.

سامکيا (Samkhya): عدد، يکي از سنن اصلي هندوييسم، که با دسته بندي اصول (تاتوا) هستي وتشخيص درست آنها براي افتراق روح (پوروشا) از جنبه هاي گوناگون طبيعت (پراکريتي) سرو کار دارد؛ اين سيستم نافذ و تثبيت شده، از رسوم دوران سامکيا-يوگاي باستان (پيش از بوديسم) نشات گرفت و به نام سامکيا-کاريکاي ايشوارا کريشنا (350 پيش از ميلاد مسيح) شناخته مي شد.

سامنياسا(Samnyasa): رها کردن، قطع تعلقات که چهارمين و آخرين مرحله زندگي است. (رجوع کنيد به آشراما) اين حالت از دو مرحله تشکيل مي شود. مرحله اول شامل قطع تعلق دروني به موجودات فاني و مرحله دوم قطع تعلق بيروني به آنها است. رجوع کنيد به وايراگا .

سامنياسين(Samnyasin): کسي که رها کرده است، زاهد

سامپاجناتا سمادهي(Sampajnata-Samadhi): رجوع کنيد به سمادهي

سامسارا(Samsara): محل تلاقي دو رود، کنايه ازجهان فاني و متغير، متضاد حقيقت غايي (برهمن يا نيروانا)

سادهانا(Sadhana): به انجام رساندن، انضباطي روحي که به سيدهي (کمال، فضيلت) منجر مي شود. اين اصطلاح به ويژه در تانترا به کار مي رود.

ساهاجا(Sahaja): با هم متولد شدن، همزادي، اصطلاحي از قرون وسطي که بر اساس آن عالم ماده و عالم غير مادي از يکديگر جدا نيستند بلکه يا بطور همزمان وجود دارند و يا جهان مادي توهم يا بازتابي از جهان غيرمادي است که غالبا به شکل خودبخود يا خود انگيز ايجاد مي شود، حالت ساهاجا در واقع شرايط طبيعي، يا به عبارتي واقع بيني و روشن بيني، است.

اسپاندا(Spanda): ارتعاش، يکي از مفاهيم کليدي شايويسم کشمير که بر اساس آن جوهرحقيقت غايي پويا است، به عبارت ديگر اين حقيقت بطور ذاتي بيشتر بجاي ثبات (که در ودانتاي ادوايتا تصور مي شود) به خلاقيت روي دارد .


دسته بندی شده در : ورزش و سلامت ,يوگا
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب